آیۀ الست (اعراف / 172) از درخشانترین آیات قرآن و از مهمترین مسائل نظری در فرهنگ اسلامی ایرانی است. در صدر اسلام، مفهوم آیه یعنی مسئلۀ میثاق یا عهد ازلی عمدتاً با واژگان مندرج در آیه انعکاس مییافته اما با ورود آن به حیطۀ تفسیر، حدیث، فلسفه و عرفان و به تبع آنها، ادب، همگام با بروز و ظهور دیدگاههای مختلف اندیشمندان در چگونگی اخذ میثاق از بندگان، حوزۀ اعتبارات لفظیِ مبیّنِ این مفهوم نیز گسترش یافته است. پژوهش حاضر با روش کتابخانهای (اسنادی) و مبتنی بر شیوۀ توصیفی تحلیلی انجام شده است. از لحاظ رویکرد، این پژوهش با رویکرد کمّی و کیفی است. برای این کار آیۀ الست و مفهوم آن در اندیشه و آثار محدثان، مفسران، متکلمان، فیلسوفان، عارفان و ادیبان مورد بررسی قرار گرفته است. از جهت سیطرۀ «حدیث عمر» بر دیدگاه اندیشمندان، به ویژه محدثان، حدیث فارغ از اصالت آن نیز به طور کامل بررسی شده است. آنگاه پس از استخراج مفاهیم محوری و واژگان جانشین و همنشین الست، مفهوم و کاربرد آن در شش دفتر مثنوی، سپس دیوان شمس، کتاب فیهمافیه، مکاتیب و مجالس سبعه به صورت کمی و کیفی تجزیه و تحلیل شدهاند؛ ضمن آن که با حفظ روش، نوعی قیاس با کاربرد مفهوم و نگرش به آن در آثار سایرین (قبل و بعد از مولوی) صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهند جانشینها و همنشینهای الست در خوشههای معنایی آن در زبان و ادب فارسی حدود پنجاه مورد است. از نظر دستهبندی نگرشها به آیه اهل سنت، محدثان و مفسران فریقین آن را واقعی دانستهاند اما فلاسفه و حکما معتقدند خداوند با وحی و زبان انبیاء در همین دنیا از انسان عهد گرفته (نظریه بیان واقع) در حالی که متکلمان آن را تمثیلی تفسیر کردهاند. عرفای قرن سوم و برخی از حکما نیز آن را شهودی دانستهاند اما مولوی در این باره نظریۀ بیسابقهای مطرح میکند. او الست را فارغ از چگونگی وقوع آن تفسیر میکند و دنیا را عرصه آزمون انسان در وفای به آن عهد میداند تا در «رجعت» به آن پاسخ دهد. از سویی او الست را رؤیاگونه میخواند؛ رؤیای که سراسر زندگی را فرا گرفته و عمل انسان در طبیعت، یادآوری آن خواب (الست) است. براساس نتایج این پژوهش، در دفتر اول و دوم مثنوی، هر کدام سیزده بار؛ در دفترهای سوم و چهارم و پنجم، هر کدام ده بار و در دفتر ششم نیز نه بار (جمعاً 65 بار) به مفهوم الست به طور مستقیم یا در خلال داستان و از طریق اعتبارات واژگانی آن اشاره و تصریح شده است. در دیوان شمس نیز حدود 65 مورد کاربرد آن استخراج و ارائه شده است. در آثار منثور مولوی کاربرد الست منحصر به اشاره از طریق کلمات جانشین و همنشین آن است.