فردوسینامه، مجموعهای سهجلدی، شامل روایاتی دربارۀ فردوسی، پهلوانان شاهنامه، چند داستان غیر حماسی و تعدادی روایت دربارۀ محلّ زندگی راویان است که نامهای شاهنامهای دارند. تاکنون تصوّر عموم پژوهشگران حوزۀ ادبیّات حماسی و ادبیّات عامیانۀ ایران بر این بوده که این روایات، شفاهی هستند و سینهبهسینه نقل شدهاند. در این پژوهش، با روشی علمی و با مراجعه به منابع مکتوب، نشان دادهایم که عمدۀ این روایات، برگرفته از منابع مکتوب هستند و عمدۀ افرادی که این روایات را برای درج در این مجموعه، برای انجویشیرازی فرستادهاند، داستانهای ارسالی خود را از روی منابع مکتوب رونویسی کردهاند. منبع عمدۀ آنها نیز شاهنامههای منثوری است که از عصر صفویّه رواج پیدا کردند و تقریباً در هر روستایی یافت میشوند. با بررسی و جستوجو در منابع مکتوب و شواهدی که در خود روایات موجود است، مطابق با روش تحلیلی- تطبیقی و کتابخانهای، نشان دادیم که حدود 69 درصد از روایات موجود در این مجموعه، دارای منبع مکتوب هستند، 12 درصد روایات، غیرحماسی هستند و ارتباطی با فردوسی و شاهنامه ندارند، برخی از این روایات از منابع مکتوب گرفته شدهاند و برخی دیگر نیز ماهیتاً نمیتوانند منبع مکتوبی داشته باشند و تنها 19 درصد از کلّ مجموعۀ روایات، منبع مکتوب ندارند و از آن دسته داستانهای عامیانهای محسوب میشوند که هیچگاه نیازی به مکتوبشدن نداشتهاند و کوتاهی و جذّابی آنها برای تودۀ مردم، شاهدی بر این مدّعاست. در این رساله، کلّ این روایات در ذیل سه بخش تقسیم و مورد بررسی قرار گرفتهاند: 1. روایات با پیشینۀ مکتوب، 2. روایات با پیشینۀ شفاهی، و 3. روایات غیرحماسیِ غیرمرتبط.