افسانۀ شاماران، موجودی نیمهانسان-نیمهمار، یکی از پایدارترین کهنالگوهای روایی در فرهنگ شفاهی خاورمیانه و آسیای جنوبی است که دوگانگی ذاتی شخصیت او (حکمت/فریب، شفا/مرگ) ویژگی بارز آن به شمارمیآید. پژوهش حاضر با رویکردی بر نظریۀ شخصیتپردازی ریمون کنان، به بررسی تطبیقی چگونگی بازنمایی این دوگانگی در سه روایت از این افسانه در فرهنگهای کردی، ترکی و هندی میپردازد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. چارچوب نظری، الگوی دوگانۀ کنان شامل «تعریف مستقیم» و «ارائۀ غیرمستقیم» در چهار محور کنش، گفتار، نمود بیرونی و محیط است. یافتهها نشان میدهد که دوگانگی شخصیت شاماران در هر سه روایت، عمدتاً از مسیر ارائۀ غیرمستقیم و بهویژه در محورهای کنش و گفتار ساخته شده است؛ این درحالیاست که تعریف مستقیم راوی یا دیگر شخصیتها، صرفاً کارکرد تأکید بر پارادوکسهای ذاتی شاماران در لحظات اوج تنش را بر عهده دارد. همچنین مقایسۀ روایتها آشکار میسازد که تفاوتهای فرهنگی در جنسیت، جایگاه قدرت و سرنوشت نهایی، در سطح ارائۀ غیرمستقیم شخصیت شاماران نمود یافته و هستۀ مرکزی دوگانگی را در قالبهای متفاوتی بازسازی کرده است. این تفاوتها بیانگرآنند که کهنالگوی شاماران ساختاری انعطافپذیر دارد، به گونهای که هر فرهنگ، مؤلفههای شخصیتی آن را بر اساس نظام ارزشی و باورشناختی خود بازآرایی میکند.