1405/02/20

علی یاسینی

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: ادبیات و علوم انسانی
اسکولار:
پست الکترونیکی: a.yasini [at] ilam.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
طراحی و اعتبارسنجی مدل مفهوم‌شناختی ناتوانی آموخته‌شده در سازمان‌های دولتی
نوع پژوهش
مقاله چاپ‌شده در مجلات علمی
کلیدواژه‌ها
ناتوانی آموخته‌شده سازمان‌های دولتی داده‎بنیاد
سال 1400
مجله مطالعات منابع انسانی
شناسه DOI
پژوهشگران حامد قاسم پور ، اردشیر شیری ، علی یاسینی

چکیده

زمینه و هدف: سال‌هاست که از مطرح‌شدن پدیده ناتوانی آموخته‌شده در حوزه مطالعات منابع انسانی می‌گذرد، اما نشانه‎های پیدا و پنهان آن همچنان نامکشوف مانده است. هدف این پژوهش، کاوش مفهوم ناتوانی آموخته‌شده در سازمان‌های دولتی ایران برای رسیدن به درکی عمیق از محتوای این پدیده، از دیدگاه خبرگان امر در نظام اداری است. روش: راهبردپژوهش، نگاشت تفسیری نظریه‌پردازی داده‌‎بنیاد بود و مشارکت‌کنندگان آن، کارکنان سازمان‌های دولتی شهر ایلام بودند که از طریق روش نمونه‌گیری نظری و رعایت قاعده اشباع نظری، با بیست نفر مصاحبه انجام شد. ابزار جمع‌آوری اصلی داده‌ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته برای احصای پدیده محوری و در بخش کمّی، پرسش‎نامه‌ای محقق‌ساخته برای اعتبارسنجی مدل مفهومی به‎دست‎آمده بود. اعتبار مصاحبه‌ها، به‎کمک دو راهبرد کثرت‌گرایی و وارسی همکاران بررسی شد، همچنین برای اطمینان یافتن از داده‎های کیفی، روش پایایی بین دو کدگذار به اجرا درآمد. یافته‌ها: بر اساس نتایج، ناتوانی آموخته‌شده در قالب الگوی سه‌‎لایه‌‌ای تصور و ترسیم می‌شود که در عمیق‌ترین‌ لایه مفهومی، پنج عامل شکل‌گیری هراس اداری، احساس کِهتری، نهادینگی عادت‌های شغلی، تعصب پیشین و بسندگی در شغل، پدیده محوری را شکل می‎دهند و بالاترین لایه ناتوانی آموخته‌شده، در قالب رفتارهایی از قبیل روزمرگی شغلی، واپس‌گرایی شغلی و مصون‌سازی شغلی نمود می‌یابد. همچنین، نتایج اعتبارسنجی مدل از طریق آزمون تی‌تک نمونه‌ای با در نظر گرفتن شش شاخص جامعیت، ایجازگرایی، منحصربه‌فرد بودن، انسجام، تناسب با سازمان‌ها و تناسب با نیازهای فعلی سازمان‌ها، نشان داد که از نظر خبرگان و مطلعان، مدل مفهومی از اعتبار نظری برخوردار است. نتیجه‌گیری: آگاهی از نشان‎دهنده‎های پدیده ناتوانی آموخته‌شده در محیط سازمان‌های دولتی کشور، گامی مهم در راستای افزایش شناخت مدیران در خصوص پدیده‌های کمتر شناخته‌شده در چارچوب گفتمان لبه تاریک رفتار سازمانی به شمار می‌رود. استراتژی‌های مطرح‌شده در این زمینه نیز، می‌تواند برای تقلیل اثرهای آن بر پیکره سازمان‌ها، بستر لازم را فراهم آورد.