پژوهش حاضر با هدف شناسایی رویکرد مدیران نسبت به پیادهسازی و بکارگیری سیستمهای اطلاعاتی استراتژیک در آموزش عالی انجام شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از جهت ماهیت رویکردی آمیخته است. جامعه آماری در بخش کیفی تمامی اعضای هیات علمی، مدیران و کارکنان دانشگاه دولتی ایلام بودند که به شیوه نمونهگیری نظری گلوله برفی 15 مصاحبه عمیق تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. جهت گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبه استفاده شد که روایی آن با استفاده از تکنیک کسب اطلاعات دقیق موازی (بررسی همتایان و مشارکتی بودن پژوهش) و پایایی آن با استفاده از ضریب توافق محاسبه گردید. در بخش کمی جامعه آماری تمامی اعضای هیات علمی، مدیران و کارکنان دانشگاه دولتی ایلام (N=670) بود که با استفاده از فرمول کوکران و نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب با حجم تعداد 234 نفر به نمونه انتخاب شدند. دادههای حاصل از مصاحبه با استفاده از تحلیل محتوای کیفی مصاحبهها تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که مدیران دانشگاهی رویکردهای مختلفی نسبت به پیادهسازی و بکارگیری سیستمهای اطلاعاتی استراتژیک دارند. بر اساس یافتههای پژوهش رویکرد حمایتی به عنوان رویکرد غالب در دانشگاه ایلام مورد تایید قرار گرفت و بر مبنای الگوی غالب، سناریوهای ممکن تدوین شد. همچنین اصول، مفروضات، اقدامات، و پیامدهای نهایی هر رویکرد احصاء گردید. به عنوان نتیجه می توان اذعان داشت که یکی از عواملی که در نوع رویکرد مدیران دانشگاه موثر است نگرشی است که مدیران نسبت به پیادهسازی سیستمهای اطلاعاتی دارند. داشتن نگاه هزینه ای به پیادهسازی سیستمهای اطلاعاتی از سوی مدیران سازمانها نیز تأثیر مهمی در تصمیمگیری و جهتگیری آنها نسبت به سیستمهای اطلاعاتی دارد. همچنین وجود تفکر استراتژیک نسبت به توسعه سازمان و به تبع آن پیاده-سازی سیستمهای اطلاعاتی یکی از مولفه های مهم دیگری است که در رویکرد مدیران نسبت به بکارگیری سیستمهای اطلاعاتی استراتژیک تأثیر بسزایی دارد.