موفقیت شغلی بهعنوان یک هدف اصلی در محیطهای سازمانی همواره مورد توجه کارکنان و مدیران قرار داشته است. با این حال، تعاریف سنتی از موفقیت تنها به دستاوردهای ملموس و فنی محدود میشود و اغلب ابعاد روانی و اجتماعی آن کمتر مورد بررسی قرار میگیرد. یکی از ابعاد روانی اجتماعی موفقیت شغلی، پدیده خود ویرانگری توانمندان است که در متون علمی از آن با عنوان سندروم ایمپاستر یاد می شود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی جنبههای تاریک موفقیت شغلی با تاکید بر پدیدهی خود ویرانگری توانمندان انجام شده است. از روش کیفی پدیدارشناسی مبتنی بر تجارب زیسته افراد استفاده شد و با ابزار مصاحبه، تا رسیدن به اشباع نظری تعداد 24 مصاحبه ساختار یافته انجام شد. دادهها با استفاده از رویه کدگذاری باز، محوری و انتخابی در روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. برای اطمینان از اعتبار و اعتماد نتایج، از چهار شاخص لینکلن و گوبا (1994) شامل؛ باورپذیری، انتقالپذیری، تأییدپذیری، اطمینانپذیری، استفاده شد. همچنین جهت حصول اعتماد بیشتر نسبت به شیوه احصاء کدهای مصاحبه، از ضریب توافق بین کدگذاران به روش کاپای کوهن استفاده شد. یافتهها نشان داد که مفهوم خودویرانگری توانمندان دارای 5 مقوله ی اصلیِ احساس نقص و کمبود اعتبار (4 مقوله فرعی و 10 شاخص)، استانداردهای غیرقابل دستیابی (4 مقوله اصلی و 6 شاخص)، نگرانی از رد، نقد و آسیب به تصویر شخصی (4 مقوله فرعی و 12 شاخص)، انزوای اجتماعی و فقدان شبکه حمایتی (3 مقوله فرعی و 13 شاخص)، اختلال در مدیریت زمان و اولویتبندی (2 مقوله فرعی و 12 شاخص) است.