موضوع استعفای خاموش یکی از چالشهای حیاتی در نظامهای سازمانی است که تأثیر مستقیمی بر بهرهوری و سلامت سازمان دارد. این مطالعه به بررسی و فهم پدیده استعفای خاموش در بین کارکنان غیر هیات علمی نظام آموزش عالی میپردازد. روش تحقیق به صورت کیفی و از نوع تحلیل محتوا با بهرهگیری از مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با نمونهای هدفمند مشتمل بر 38 نفر از خبرگان و مطلعین کلیدیِ دانشگاهها و موسسات آموزش عالی استان ایلام طراحی شده است. دادههای جمعآوری شده با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند و نتایج پژوهش نشان داد که پدیده استعفای خاموش در قالب 5 مقوله اصلی شامل؛ رفتارهای مخفی و کنارگیرانه (پنهان بودن رفتارها و اقدامات، رفتارهای انزواگرایانه، فرار از مسئولیت و خروج مخفیانه از سازمان، روند طبیعی شدن و تثبیت انزوای فرد)، ارتباط مخدوش در سطوح سازمانی (ضعف ارتباطات، همکاری و نقص در روابط گروهی، بیاعتمادی عمیق و شکاف اعتماد، ضعف در مدیریت هیجان و استرس)، روان و عواطف مخدوش در سطوح سازمانی (رضایت شغلی پایین، ضعف انگیزه و ناتوانی در ادامه مسیر شغلی، احساس فرسودگی و استیصال، کاهش خودکارآمدی و ناامیدی)، واکنش خودمختار و انزواپناهانه (خود اصلاحگری منفی، رفتار انتقامی یا استارتی فردی)، و کم کاری هدفمند و برنامه ریزی شده (کاهش تلاشهای وظیفهای، کاهش تعاملات و فعالیتهای داوطلبانه، رفتارهای انفعالی و محدودکننده در محیط کار، کاهش تمایل به مسئولیتهای جدید و توسعهای، کاهش سطح ارتباط و همکاری موثر با همکاران) بروز میکند. فهم این پدیده فرصتی است برای بازاندیشی در سیاستهای منابع انسانی دانشگاهها، بهگونهای که مشارکت، انگیزه و تعلق شغلی کارکنان دوباره احیا شود. بنابراین، این پژوهش نهتنها به ادبیات علمی استعفای خاموش کمک میکند، بلکه میتواند بهعنوان هشداری برای مدیران آموزش عالی ایران جهت اصلاح رویهها و سیاستها مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با ارائه راهکارهایی چون بهبود نظام انگیزشی، توسعه فرهنگ سازمانی مشارکتی، تقویت ارتباطات درون سازمانی و آموزش مهارتهای مدیریتی، سیاستگذاران و مدیران آموزش عالی را به اتخاذ تدابیری هدفمند برای مقابله با استعفای خاموش فرا میخواند. یافتهها میتواند زمینهساز پژوهشهای آتی و تصمیمسازیهای راهبردی برای بهبود عملکرد و رضایت شغلی کارکنان در نظام آموزش عالی ایران باشد. پژوهش حاضر گامی در جهت فهم همهجانبهتر پدیده استعفای خاموش است. نتایج نشان داد که این پدیده یک سازه چندبعدی است که ریشه در اختلال در ارتباطات، عواطف و اعتماد سازمانی دارد. این فهم عمیقتر میتواند مدیران را از وجود این «سَرطان خاموش» در بدن سازمان آگاه ساخته و آنان را به سوی اتخاذ راهبردهای مدیریتی پیشگیرانه و اصلاحگرانه سوق دهد، تا از هدررفت خاموش سرمایههای انسانی، که گرانبهاترین دارایی هر سازمانی بهویژه در نظام آموزش عالی است، جلوگیری به عمل آید.