استعاره «پاگنده سازمانی» به مدیران یا کارکنان باسابقه و قدرتمندی اشاره دارد که با حضور سنگین، نامرئی و اقتدارگرایانه خود، فضای سازمان را تسخیر کرده و مانع از رشد دیگران میشوند. هدف این پژوهش، واکاوی پدیدارشناسانه و تفسیرگرایانه زیستنمایههای کارکنانی است که در سایه این پاگندههای سازمانی فعالیت میکنند. این پژوهش با رویکردی کیفی و در پارادایم تفسیرگرایی انجام شده است. استراتژی پژوهش، پدیدارشناسی تفسیری بوده و دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمه ساختاریافته با 25 نفر از کارکنان و اعضای هیئتعلمی در دانشگاه ایلام جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2021) انجام گرفت. همچنین جهت سنجش روایی و پایایی دادهها، از چارچوب استاندارد لینکلن و گوبا (1985) استفاده شد. اعتبارپذیری از طریق تکنیک بازبینی مشارکتکنندگان و بررسی همکاران (بازبینی مجدد کدها و تمهای استخراج شده توسط 3 نفر از مصاحبهشوندگان)؛ تأییدپذیری با استفاده از بازاندیشی مستمر و نگارش یادداشتهای روزانه؛ انتقالپذیری با ارائه توصیف غنی و عمیق از بافت پژوهش؛ و در نهایت اطمینانپذیری از طریق ایجاد ممیزی دقیق و مستندسازی گامبهگام مراحل انجام شد تا ثبات روششناختی پژوهش تضمین گردد. نتایج حاصل از تحلیل دادهها به استخراج 5 مضمون اصلی شامل «سایه سنگین اقتدارگرایی پنهان»، «انسداد اکوسیستم سازمانی»، «فرسایش روانی- عاطفی»، «خیانت سیستماتیک» و «استراتژیهای بقا و استتار» و 15 مضمون فرعی منجر شد. بهعنوان نتیجه میتوان اذعان نمود که حضور پاگندههای سازمانی منجر به ایجاد پدیده «سکوت گورستانی» و «عقیمسازی نوآوری» میشود. کارکنان در چنین زیستبومی، انرژی خود را بهجای بهرهوری، صرف استراتژیهای پنهانکاری و بقا میکنند. بازطراحی ساختارهای قدرت و ایجاد کانالهای گزارشدهی ایمن برای خنثیسازی این پدیده ضروری است.