مسأله تزاحم یکی از مسائل مهم علم اصول است که در حل تنافی بین ادله نقش اساسی دارد. واز مباحث عقلی است که اصولیین با استفاده از آن میتوانند مشکلات تنافی بین احکام در مقام امتثال را حل وفصل نمایند. شهید صدر تزاحم را از باب تعارض حقیقی خارج کرده و در باب ورود داخل میداند. از حیث متعلَّق با وجود اختلاف در تقسیمبندی میتوان آن را در سه جمله: تزاحم ناشی از عدم قدرت مکلف، تزاحم ناشی از مقدمیت حرام برای واجب و تزاحم ناشی از تلازم اتفاقی دو فعل در خارج خلاصه کرد. تزاحم در زمینه احکام و ملاکات بوجود میآید؛ و در صورت مجبور شدن به ترجیح متعلَّق یکی از این دو، ترجیح در مورد اول از وظائف مکلف ودر مورد دوم بدست مولی میباشد. مقتضای قاعده اولیه در باب تزاحم بین احکام، تخییر ودر بین ملاکات تخییر نیست، چون بدست آوردن آنها برای عقل امکانپذیر نیست. مهمترین ثمره تعادل و تساوی بین دو حکم متزاحم، وحدت و تعدد مجازات و عقاب است. اگر متزاحمان از حیث اهمیت مساوی نباشند، حکمی که مهمتر است بر دیگری مقدم میشود؛ بنابراین، اصولیین مرجحات متعددی را بر حسب متعلقات حکم ذکر نمودهاند، هر کدام از این موارد دارای آثار زیادی در ابواب مختلف فقه است. از آنجا که علما در خصوص مجرای تزاحم و اقسام آن و مسؤول تشخیص وراههای علاج آن،اختلاف نظر دارند،بررسی آن دارای اهمیت بسزایی است؛لذا نگارندگان با روش توصیفی- تحلیلی، به ابعاد گوناگون آن پرداختهاند.