در این تحقیق سعی شده تاضمن مفهوم شناسی رفاه وتأمین اجتماعی، به حق شهروندی ونقش دولت در نظام جامع رفاه وتأمین اجتماعی مورد بررسی قرار بگیرد. درکوشش های انسان دوستانه وانسان گرایانه باعناوینی مانندتکافل اجتماعی در اسلام که سابقه ی دیرینه ای داردبه صدر اسلام برمی گردد، در مقابل کوشش های سازمان یافته حکومتی گرچه کهنسال اند،اما در قالب آنچه که رفاه اجتماعی خوانده می شود، سابقه ای دیرینه ای ندارند واز دستاوردقرن بیستم اند. نظام رفاه اجتماعی به گونه ای تنگاتنگ به الگوی اداره کردن،حکومت وبخصوص دولت متکی بدان مربوط است، درضمن نادیده نگرفتن امداد در شرایط خاص، باظرفیت سازی، توانمندسازی ومشارکت همه جانبه واقعی بر قرارکند. در این راستا توجه اسلام به مسأله تامین اجتماعی، حقوق شهروندی و مبانی آن، خصوصا مبانی که حضور دولت اسلامی را جهت هر چه عملی تر شدن این موضوع لازم می داند ضروری می باشد. یافته های این پژوهش بیانگر نقش، دولت اسلامی در تامین اجتماعی و رعایت حقوق شهروندی است که توجه به مبانی آن می تواند محدوده ی حضور دولت اسلامی را در تامین اجتماعی مشخص کرد.