واژه صلح دراظهارات فقها برگرفته از آیات و روایاتی می باشد که مشروعیت و حدود آن را احراز می نماید؛ به این گونه که عقد صلح نزد امامیه و اهل سنت مشروعیت دارد، مگر اینکه حلالی را حرام یا حرامی را حلال کند. در گذشته معمولاً از عقد صلح برای پایان دادن به نزاع و خصومت استفاده می شده است، لیکن مفهوم وسیع این عقد اختصاص به صلح دعوی نداشته و به مرور زمان به عنوان صلح ابتدایی از آن استفاده های گوناگونی شده است، بعلاوه این معنا از آیات قرآن کریم و اطلاق احادیث استنباط می شود. در مقابل مذاهب اهل سنت بر این نظرند که صلح عقدی است برای رفع منازعه که با رضایت طرفین محقق می شود. در مقاله پیش رو که با روش تحلیلی توصیفی درصدد بررسی تطبیقی ماهیت صلح از دیدگاه فقهای امامیه و فریقین است، با توجه به اختلاف نظر در برخی مسائل عقد صلح، بررسی ماهیت و فروعات آن در فقه امامیه و اهل سنت از اهمیت ویژه ای برخورداراست و تحقیق مورد نظر در تلاش است تا با تتبع در اقوال فقهای امامیه و اهل سنت، ماهیت و استقلال یا تبعی بودن عقد صلح و فروعات آن را مورد بحث و بررسی قرار دهد