هدف اصلی این پژوهش، بررسی جامع تاثیر اسکان موقت بر کاهش آسیبهای روانی و اجتماعی ناشی از زلزله، با تمرکز ویژه بر نیازهای ساکنین و ارزیابی تأثیرات طراحی کالبدی بر آسایش و سلامت روان آنان است. این مطالعه با هدف ارائه راهکارهایی برای ایجاد فضاهای مسکونی موقت بهینه و پاسخگو به نیازهای واقعی آسیبدیدگان، به بررسی چالشهای موجود در اسکان موقت پس از زلزله میپردازد. این تحقیق با استفاده از یک رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) به گردآوری دادهها پرداخته است. در بخش کیفی، مصاحبههای نیمهساختاریافته با چندین نفر از زلزلهزدگان ساکن در اسکان موقت استان آذربایجان شرقی انجام شد. همچنین، مطالعاتی در مورد فضاهای اسکان موقت، شرایط محیطی و کالبدی آنها انجام گرفت. در بخش کمی، پرسشنامههای استاندارد برای ارزیابی میزان اختلال استرس پس از سانحه در بین زلزلهزدگان توزیع گردید و دادهها با استفاده از تحلیل آماری توصیفی و استنباطی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که حدود 70% از زلزلهزدگان ساکن در اسکان موقت، سطوحی از استرس و اضطراب را تجربه میکنند و شرایط کالبدی و محیطی محل سکونت تأثیر قابل توجهی بر وضعیت روانی آنها دارد. همچنین، نتایج نشان میدهد که طراحی فضاهای مسکونی موقت با در نظر گرفتن عواملی مانند نور، تهویه، حریم خصوصی، و دسترسی به فضاهای سبز، میتواند به میزان قابل توجهی از آسیبهای روانی و اجتماعی ناشی از زلزله بکاهد. علاوه بر این، وجود امکانات مناسب برای تعامل اجتماعی و فعالیتهای فرهنگی و آموزشی در اسکان موقت به بهبود کیفیت زندگی افراد کمک میکند. یافتههای این تحقیق تأکید دارند که اسکان موقت باید نه تنها سرپناهی برای افراد باشد، بلکه به عنوان مکانی برای بازسازی روانی آسیبدیدگان نیز عمل کند. طراحی و اجرای مناسب فضاهای اسکان موقت، با توجه به نیازهای روانی ،اجتماعی و کالبدی افراد، میتواند در کاهش تأثیرات مخرب زلزله و افزایش تابآوری جوامع آسیبدیده نقش مهمی ایفا کند. لذا، توجه به اصول طراحی انسانمحور و ارائه خدمات پشتیبانی و روانشناختی در این فضاها، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.