هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر در به کارگیری روش های نوین تدریس معلمان زن استان ایلام بود. روش: روش تحقیق حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و کاربردی است. جامعۀ آماری شامل 4800 معلم در سال 98-97 بود که از بین آنها 320 نفر برآورد و از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع آوری داده ها پرسشنامۀ محقق ساخته بود. که میزان اعتبار آلفای آن 84% محاسبه گردید. از روش های آماری آزمونهای همبستگی، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون چندگانه برای تحلیل داده ها استفاده گردید. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان دادند که سن، سطح تحصیلات و سنوات خدمت با به کارگیری روش های نوین تدریس رابطۀ معنادار منفی دارند.همچنین، متغیرهای مسئولیت اجتماعی و نگرش با به کارگیری روش های نوین تدریس رابطه معناداری وجود دارد. بدین شکل که معلمان ابتدایی نسبت به معلمان متوسطه بیشتر از روش های نوین تدریس استفاده کرده اند. تنها دوره های ضمن خدمت با متغیر وابسته فاقد رابطه بود. نتایج تحلیل رگرسیون نیز حاکی از این بود چهار متغیر باقی مانده در مدل یعنی نگرش، سن، دورۀ تدریس و سطح تحصیلات توانستند حدود 60% واریانس متغیر وابسته را تبیین کنند. نتیجه گیری: با عنایت به این که مشخص شدن تدریس گام بر نگرش معلمان بالاترین نقش در پیش بینی به کارگیری روشهای نوین تدریس دارد لذا متولیان آموزش و پرورش باید در جهت تغییر نگرش معلمان نسبت به روش های نوین تدریس گام بردارند.