«سنخشناسی»یکی از روشهای تبیین مباحث در علوم مختلف است که از آن به طور گسترده در قرآن کریم استفاده شده است. در این پژوهش به روش توصیفی_ تحلیلی «مبانی» و «اصولی» که قرآن کریم بر اساس آنها سنخها را تعریف و از یکدیگر متمایز کرده، بررسی شده است. قرآن کریم در گونهسازی چهار مبنای اساسی دارد. مبنای سنخشناسی فرهنگی، حاکمیت ارزشهای توحیدی و دوری از سنتگرایی (تبعیت از گذشتگان) است. سنخهای اجتماعی، بر مبنای نظارت اجتماعی و عدم بیتفاوتی افراد نسبت به یکدیگر بنا شده است. همچنین مبنای سنخشناسی سیاسی، «قدرت» و «هجرت» است و سنخهای اقتصادی، بر مبانی «انصاف در توزیع» و «اعتدال در مصرف» تبیین شده است. در سنخشناسی تمایزها بیشتر آشکار میگردد. به همین دلیل قرآن کریم به منظور دستیابی به «شناخت» بیشتر مخاطبان، روش طبقهبندی و گونهشناسی را برگزیده است.