دین به عنوان یکی از مهمترین و پرسابقهترین نهادهای بشری همواره، در رابطهای متقابل با نظامهای اجتماعی بوده است. به گونهای که از این نظامها تأثیر پذیرفته و بر آنها تأثیر نهاده است. رهیافت دینی جوامع و تحولات دینداری آنها که در سبکهای مختلف دینی نمود مییابند، نمونهای بارز از این روابط متقابل است. تحولات دینداری بر مبنای الگوی نظری «گیروشه» مبتنی بر سه رکن عوامل، شرایط و کارگزاران تغییر است. این مقاله بر آن است تا با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی به مطالعهی نقش ارکان سه گانه یاد شده در تحولات دینداری از منظر قرآن کریم بپردازد. یافتههای به دست آمده مؤید آن است که در قرآن کریم «عوامل» از جمله جمعیت، زیربنای اقتصادی و ارزشها به وسیله کنش اثرگذار خود زمینه تغییرات دینداری را به وجود میآورند و «شرایط»، در میزان به فعلیت رسیدن «عوامل» نقش مهمی ایفا میکنند. کارگزاران و نخبگان هم از طریق «تصمیمگیری» و «الگوسازی» در تغییرات دینداری سهیمند و در برخی موارد میتوانند از طریق جریانسازی، تغییرات دینداری را به سمت دلخواه خود هدایت کنند. نتیجه اینکه در یک تغییر دینداری، هر سه عنصر با هم سهیمند اما «شرایط» میتواند آن دو عنصر را متأثر از خود سازد.