«ایمان» و «اعتقاد» از جمله کلید واژههای مبحث دینداری هستند که در بسیاری از متون دینی غالباً در کنار یکدیگر و گاه به عنوان دو واژه مترادف به کار رفته است و «انسان مؤمن و معتقد» به عنوان یک گزاره پربسامد در بسیاری از پژوهشها مشاهده میگردد. اما از منظر دین شناسان غربی این دو واژه نه تنها با هم متفاوتند بلکه متضاد یکدیگرند. بر اساس تعریفی که دین شناسان غربی از ایمان و اعتقاد دارند دو سنخ دینداری با عنوان «دینداری مؤمنانه» با مؤلفه اصلی سیّالیّت فرد دیندار، و «دینداری معتقدانه» با مؤلفه اصلی عدم سیّالیّت فرد دیندار قابل پیگیری است. این مقاله بر آن است تا با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی به مطالعهی «دینداری معتقدانه» به عنوان یکی از جلوههای دینداری در قرآن کریم، در قالب چهار مؤلفه خودشیفتگی، پیشداوری، جمود و تعصّب بپردازد. یافتههای به دست آمده مؤید آن است که دینداری برخی از اهل کتاب، کافران و مشرکان، دینداری معتقدانه است و مهمترین پیامد این نوع دینداری سکون و محرومیّت خودآگاهانه از اسباب هدایت است که نقش بازدارندهای در تربیت دینی انسان دارد.