به نظر ابن خلدون، پیدایش حکومت مسبوق به پیدایش جامعه است و پیدایش جامعه را نیز می توان بر اساس طبیعت انسان تبیین کرد. خلاصه اینکه انسان به حکم طبیعت خویش به تعاون انسانهای دیگر برای تأمین معیشت انسانی و بهتری نیازمند است. چون انسانها در جامعه گرد آمدند، از آنجا که «تجاوز و ستم در درون طبایع بشر سرشته است»، نظریه ی سیاسی وی از همینجا مطرح شده است که در تحلیلهای بعدی رشد می کند و شکوفا می شود. در نظر ابن خلدون، جامعه بدون حاکمیت نمی تواند وجود داشته باشد؛ زیرا هرج و مرجی که در پی فقدان نیروی قاهر بازدارنده پیش خواهد آمد، مانع بقای عمران خواهد شد. از سوی دیگر، هر حکومتی نیازمند عمران است. وی از این نیاز متقابل حکومت و عمران به یکدیگر، با تعبیر فلسفی نیاز صورت (حکومت) به ماده (عمران) یاد می کند.