اختلال هویت جنسی که گاهی ترنس یا ترنسسکشوال خوانده میشود به معنای نارضایتی از هویت جنسی موجود و احساس هویتی خلاف وضع موجود هست. درواقع این افراد فقط میل و هوس پوشیدن لباس یک جنس را ندارند و تمایل دارند در جایگاه جنسیتی واقعی خویش قرار گیرند و اندام مردانه یا زنانه داشته باشند. ازآنجاکه ترنسبودهگی با دلالتهای معنایی متفاوتی همراه است، این پژوهش در پی پاسخ دادن به این سؤال است که دلالت معنایی ترنسها از ترنس بودهگی چگونه است؟ با توجه به ماهیت برساختی پدیده موردمطالعه، پارادایم تحقیق کیفی و بهمنظور مطالعه تجربۀ زیستۀ افراد ترنس، از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شده است. جامعۀ هدف شامل ترنسهای شهر مریوان است که از طریق نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع و بسندگی، 13 نفر از آنان انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبۀ عمیق بود. قابلیت اطمینان یافتهها از طریق حضور مستمر و مداوم محقق در میدان تحقیق و انجام تمام مراحل طبق برنامه پژوهشی تدوینشده و قابلیت انتقال یافتهها از طریق نوشتن یادداشتهای فنی و ژرف و مقایسه یافتهها با پیشینهها و چهارچوب مفهومی محقق گشت. یافتههای بهدستآمده مؤید آناند که در سطح خُرد، افراد ترنس، ترنس بودن را بهمثابه: حلول روح غیر همجنس در کالبد فرد، محدودیت و اختلال و تضاد دانستهاند. در سطح میانی، خانوادهها، ترنس بودن فرزندشان را بهمثابه لکۀ ننگ و محصولی تقلبی و غیرواقعی تلقی کردهاند. در سطح کلان، جامعه، ترنس بودن را بهمثابه سرگردانی جنسی و نیز ابژه جنسی که مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرند معنا کردهاند. ترنسبودهگی وضعیتی است که توأم با داغ ننگ و طرد شدهگی اجتماعی است و ترنسها نیز مبارزانی هستند که در جنگی نابرابر سعی در تسخیر قلمرو هویت جنسی مطلوب خود و قبولاندن آن به جامعه هستند.