مقدمه: رشد انفجاری شهرها، گسترش شهرنشینی و به دنبال آن ظهور پدیده حاشیه نشینی، برآیند مهاجرتهای مداومی است که بر مناسبات مشترک بین محیط فیزیکی و رفتار انسان تأثیر نهاده است. انسان و محیط در تعاملی مشترک با یکدیگر قرار دارند. از یک سو، مهاجرت های بی رویه و تلاقی فرهنگ های ناهمگون، سبب تکوین هویت متعارضی میگردند که از آن تحت عنوان «شخصیت متعارض شهری» یاد میشود و از سویی دیگر، محیط شهرها نیز در اثر هجوم مهاجرین دگرگون میشود. بر این اساس سئوال اصلی این پژوهش آن است که نقش مهاجرین در تکوین شخصیت شهری چگونه است؟ روششناسی: به منظور دستیابی به دادههای دست اول و درون فهمی موضوع، سنت و رویکرد پژوهش حاضر از نوع کیفی و مبتنی بر تکنیک مشاهده، مصاحبه و مطالعات اسنادی است. جامعهی هدف (اطلاع رسانها) شامل افرادی است که ظرف 5 سال گذشته به شهر ایلام مهاجرت نمودهاند. کفایت و بسندگی نمونهی تحقیق مبتنی بر اشباع نظری است. یافتهها: مهاجرت و حاشیهنشینی، موقعیت انسان را در میان دو گروه فرهنگی و رویارویی و مواجهه با محیط جدید قرار داده و با توجه به نظریه رشد شخصیت اریکسون، نتیجه تعارض ایجاد شده، شوک فرهنگی و پدید آمدن یک شخصیت نااستوار و ضد اجتماعی است که فضای شهری را دچار آشفتگی و تشویش کرده است. نمود چنین آسیبی را میتوان در فقر فرهنگی مناطق حاشیه، افزایش خویشگرایی و همانبوهی قومی/قبیلهای، تقدم منفعت فردی، گروهی و باندی، ایلی و طایفهای بر منافع جمعی عام، حاکمیت روابط ایلی و طایفهای، عدم اعتماد به دیگری، قانونگریزی، بحران هویت، عدم همگونی ساختاری در جامعهی استانی، سطح نامطلوب و نامتعادل کاربریهای مسکونی، فضای سبز، ورزشی و بهداشتی- درمانی، عدم تطابق افزایش جمعیت با نیازهای خدماتی، بالابودن نرخ بیکاری، کمبود فضاها و امکانات آموزشی، تفریحی و فضاهای سبز و ناپایداری توسعهی نواحی شهری مشاهد نمود.