کرونا نیز ترجمه بلیغی از اعتراض طبیعت است و آمده است تا ما را به بازگشت به ترازمندی و نظام خویشکاری فراخواند. کرونا ما را تخته بند خانه ها کرد تا طبیعت نفسی تازه کند. درختان قد بکشند، ماهی ها در آب ها آزادانه شنا کنند، آسمان گله های ابرش را هی کند و آبی هایش را به نمایش بگذارد و پرندگان بی هیچ هراسی در دشت ها پر بزنند و ... در شرایط قرنطینۀ خانگی شاهد پیام های بهداشتی فراوانی هستیم که مثلاً نباید فلان غذا را با فلان غذا همزمان خورد یا این که چگونه باید با یکدیگر تعاملات اجتماعی محبت آمیز و انسجام بخش داشت. و قس علی هذا. تمامی این پیام ها، دعوت به ترازمندی فراموش شده است. دعوت به نظمی اندامواره. کرونا نه تنها عادات، که باورهای ما را نیز به ترازمندی فراخواند و هرگونه افراط و افراطیگری را در عرصههای مختلف دینی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردود اعلام کرد زیرا چنین باورهایی مخالف نظام خویشکاریاند. نظام خویشکاری مبتنی بر تعامل است و «هرآنچه که سخت و استوار است دود میشود و به هوا میرود». کرونا ما را به محاکات با خویش و جهان فراخواند. نگاهمان را به آسمان و زمین دوخت. جهان وطنی را به ما گوشزد کرد و مرزبندی های ایدئولوژیک، قومی، نژادی و چارچوب هایی که ما را از هم جدا می کردند را فرو ریخت. کرونا آمد تا بنای زوال یافتهی اخلاق را ترمیم کند و ما را به «بازگشت به خویشتن» دعوت کند. خویشتنی که در روزمرهگیها و روزمرگیها، آن را فراموش کرده ایم. کرونا به ما چوب بلندی داد تا بر ریسمان زندگی بتوانیم تعادل خود را حفظ کنیم .