نظر به اهمیت، نقش و کارکردهای گوناگون موسیقی در فرهنگ و جامعه، پژوهش حاضر با هدف مطالعه ذائقه مصرف موسیقی در بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاههای شهر ایلام انجام شده است. باتوجه به ماهیت برساختی پدیدهی مورد مطالعه، پارادایم تحقیق، کیفی و روش انجام آن تحلیل تماتیک است. جامعه هدف شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاههای دولتی شهر ایلام در سال تحصیلی 98- 1397 بوده و برای نمونه گیری از نمونهیابی هدفمند بهره گرفته شده است. حجم نمونه با توجه به اصل بسندگی 35 نفر تعیین گردید. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختیافته است. جهت تحلیل دادهها از مدل براون و کلارک (2006) استفاده شده و قابلیت تصدیق از طریق حضور مستمر محقق در میدان تحقیق، انجام و استخراج دقیق مصاحبهها، بهرهگیری از نظر ارزیابان محقق گشته و قابلیت انتقال از طریق نگارش یادداشتهای فنی، مقایسه و مقارنهی یافتهها با ادبیات تحقیق و آرای صاحبنظران مورد وثوق قرار گرفت. از مجموع تمامی مصاحبهها، 32 مفهوم استخراج گردید که در 19 تم فرعی قرار داده شدند. تمهای فرعی مذکور نیز در 6 تم اصلی تجمیع و تعریف گردیدند. نتایج پژوهش مؤید آنند که ذائقه مصرف موسیقی دانشجویان ارشد متنوع و شامل تمایل به گونههای: پاپ فارسی، پاپ کُردی، یا هردو با هم، موسیقی سنتی، موسیقیهای بومی مناطق مختلف بوده است. هرچند که ترجیحات آنان نسبت به مصرف انواع موسیقی پاپ خصوصا پاپ روز متمایل میباشد. همچنین بین سرمایههای اقتصادی و اجتماعی دانشجویان و سنخ موسیقی مصرفی آنان نسبتی وجود نداشته اما دانشجویان دارای سرمایه فرهنگی بالا، همهچیزخوار با اولویت مصرف موسیقی سنتی و فاخر بودند درحالی که مصرفکنندگان موسیقی پاپ، سرمایه فرهنگی پایینی داشتند. دانشجویان برای ترجیحات موسیقایی خود دلایلی مانند فهم راحت موسیقی پاپ در برابر دشواری فهم موسیقی سنتی، برقراری ارتباط عاطفی و بیان تجربیات عاطفی در موسیقی پاپ و ... را ذکر کردهاند.