مطالعات مختلف نشان میدهند که ساخت فرهنگی و اجتماعی مردانگی و زنانگی در جوامع مختلف، در جغرافیای متفاوت، و در شرایط فرهنگی و فرهنگهای مختلف با هم تفاوت دارد. از این رو مطالعه حاضر با هدف واکاوی معنایی مردانگی و زنانگی از منظر زنان ایلامی انجام گرفته است. مطالعه حاضر در پارادایم کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام گرفته است. جامعه هدف شامل تمامی زنان ایلامی در سال 1399-1400 است. نمونهیابی از نوع نمونهیابی هدفمند بوده و حجم نمونه نیز براساس نمونهگیری نظری و معیار رسیدن به اشباع نظری 25 نفر تعیین شده است. از مصاحبه نیمهساختیافته برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. قابلیت انتقال و اعتباریابی دادهها با صرف زمان زیاد و نیز دقتنظر پژوهشگر و نقطهنظرات اساتید راهنما و مشاور محقق گشت. یافتهها نشان داد که زنان ایلامی معناهای اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی، خلقی، عاطفی و صفتی از مردانگی داشتهاند. معناهای زنانگی از منظر زنان ایلامی را نیز میتوان در چند مقوله؛ معناهای مدرن از زنانگی، معناهای سنتی از زنانگی، معناهای فیمینیستی از زنانگی و معناهای مربوط به پوشش زنانه دستهبندی کرد. مهمترین مقولههای مرتبط با سنخهای مردانگی از منظر زنان ایلامی عبارتند از؛ سنخهای مردانگی مبتنی بر خلقیات فردی مردانه، سنخهای مردانگی مبتنی بر ظاهر مردانه، سنخهای مبتنی بر رفتار اجتماعی، سنخهای مبتنی بر نگرش و تفکر، سنخهای مبتنی بر روابط اجتماعی، سنخهای مبتنی بر وضعیت اقتصادی. نظر به بیانات اطلاعرسانها، سنخهای زنانگی از منظر زنان ایلامی را میتوان به سنخهای زنانگی مبتنی بر فرهنگ سنتی، سنخهای زنانگی مبتنی بر فیمینیسم، سنخهای زنانگی مبتنی بر مدرنگرایی، سنخهای مبتنی بر ظاهرگرایی مقولهبندی نمود. همچنین ادراک زنان ایلامی از نقشهای شغلی مردانه و زنانه را در 4 مقوله میتوان جای داد: تفکیک جنسیتی شغل بر مبنای فیزیک بدنی، تفکیک جنسیتی شغل برمبنای مسایل اجتماعی-اقتصادی، تفکیک جنسیتی شغل بر مبنای مسایل روانی، نقد بر تفکیک جنسیتی شغل. یافتههای پژوهش درباره ادراک زنان ایلامی از شکاف جنسیتی در جامعه نشان میدهد که زنان ایلامی تبعیض و شکاف جنسیتی را در سه حوزه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ادراک کردهاند.