پژوهش حاضر با هدف چگونگی بازنمایی مفهوم «غرب» در گفتمان سیاسی سید ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور دولت سیزدهم جمهوری اسلامی ایران، انجام شده است. این تحقیق در چارچوب پارادایم تفسیری و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی صورت گرفته است. مسئله اصلی آن است که تلقیهای منفی، مثبت و دلائل چنین تلقی هایی از غرب چگونه در مواضع رسمی این دولت بازتاب یافته و چه استراتژی هایی در برابر آن اتخاذ گردیده است. دادهها با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند شامل سخنرانیها، مصاحبهها، دیدارهای دیپلماتیک، اجلاسیه ها و اسناد رسمی گردآوری و سپس کدگذاری باز و محوری شدند. در این فرایند 168 کد اولیه استخراج گردید که در نهایت در قالب 36 مقوله جزئی و 11 مقوله اصلی ساماندهی شد. این مقولههای اصلی عبارتاند از: 1. پایان هژمونی غرب ، 2. تعامل فراگیر به استثنای غرب، 3. غرب نماد پیمان شکنی، 4. غرب به مثابه نماد تروریسم، 5. سیاست دوگانه حقوق بشر غرب، 6. غرب به مثابه نماد سلطه، 7. سیاست سلطه گرانه و پرهزینه غرب، 8. غرب به مثابه دشمن بشریت، 9. غرب به مثابه محور شرارت، 10. استراتژی بقا، 11. غرب مروج گفتمان ناسوتی. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که دولت سیزدهم نگاه مثبتی نسبت به تعامل همهجانبه با غرب ندارد؛ زیرا پیشینه تاریخی روابط گذشته، بهویژه تجربههای مکرر پیمانشکنی، فشار و تحریمها از سوی غرب، موجب شکلگیری بیاعتمادی عمیق شده است. در این چارچوب، استراتژی دولت در برابر تهدیدات غرب بر مقاومت فعال و تاثیر گذار، تقویت توان داخلی، رد مداخله گری بیگانگان در امور داخلی کشور و در عین حال مذاکره مشروط همراه با اعتمادسازی استوار است. نتیجهگیری تحقیق بیانگر آن است که مواضع دولت سیزدهم جمهوری اسلامی ایران در قبال غرب هیچ تفاوتی با رویکرد دولتهای پیشین جمهوری اسلامی ایران نسبت به غرب ندارد. این امر نشان میدهد که گفتمان حاکم بر سیاست خارجی ایران در قبال غرب همچنان تداوم یافته و تغییرات اساسی در آن رخ نداده است