مسئله اصلی پژوهش، مطالعه دلالتهای معنایی ازدواج (معانی ذهنی و برساختهای فرهنگی دختران جوان از پدیده ازدواج) در بندر امام خمینی است. این شهر بهعنوان بزرگترین منطقه ویژه اقتصادی بندری کشور با بافت کارگری، مهاجرتپذیری بالا و تنوع قومی، بستر مناسبی برای مطالعه تغییر معانی ازدواج در بافت محلی فراهم میکند. پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است. با نمونهگیری هدفمند و قاعده اشباع، هفده دختر مجرد در بازه زمانی 1402 تا 1403 مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. دادهها با رویکرد هفتمرحلهای کلایزی تحلیل شد. در تعریف دختران از ازدواج، پنج مقوله استخراج گردید: ازدواج بهمثابه عامل پیوند اجتماعی، نیاز بنیادین، ازدواج هدفمند، پاسخ مثبت به عرف و دین، و بدبینی نسبت به ازدواج. نُه مضمون فرعی محدودکننده و نُه مضمون فرعی تسهیلکننده نیز شناسایی شد. یافتهها در چارچوب مفهوم «آنومی» دورکیم تفسیر میشود: ساختارهای سنتی حمایتگر کارکرد خود را از دست دادهاند، اما جایگزینهای مدرن زمینه ازدواج مطمئن را فراهم نکردهاند. در مجموع، دختران این شهر در فضایی از تناقض معنایی میان «تمایل به ازدواج» و «هراس از آن» زیست میکنند که حاصل تعامل محدودیتهای ساختاری (اقتصاد، مسکن، اشتغال) و بازتولید فرهنگی (هراس از طلاق، نظارت خانواده، مشروعیت مجردی) است.