مطالعات مختلف نشان میدهند که ساخت فرهنگی و اجتماعی مردانگی و زنانگی در جوامع مختلف، در جغرافیای متفاوت، و در شرایط فرهنگی و فرهنگهای مختلف با هم تفاوت دارد. مطالعه حاضر با هدف واکاوی معنایی مردانگی و زنانگی از منظر زنان ایلامی با روش پدیدارشناسی انجام گرفته است. جامعه هدف شامل تمامی زنان ایلامی در سال 1402 است. نمونهیابی از نوع هدفمند بوده و حجم نمونه بر اساس معیار اشباع نظری 25 نفر تعیین شده است. از مصاحبه عمیق برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که زنان ایلامی از مردانگی و زنانگی روایت واحدی ندارند. مردانگی و زنانگی از منظر آنان در دو بُعد ایجابی و سلبی معنا یافته است. مرد مطلوب (ایجابی) از نظر آنان مرد خانوادهدوست، عاطفی، اجتماعی و دارای وضعیت اقتصادی مناسب بوده و مرد بدخلق، بیتوجه به خانواده و ضعیف النفس ، مرد نامطلوب (سلبی) محسوب میشود. همچنین از نظر برخی از زنان ایلامی زن مطلوب (ایجابی) زن پیشرو، هدفمند، اجتماعی و مستقل، و زنان تابع، شوهرمحور، سنتراهبر، زن نامطلوب (سلبی) تلقی میشوند. درحالیکه از نظر برخی دیگر از زنان صفاتی چون شوهر محوری، تدبیر منزل، تبعیت از سنتها و هنجارهای اجتماعی مردسالار مطلوب (ایجابی) محسوب گشته و صفات غیر از این را نامطلوب (سلبی) توصیف میکنند. در نهایت میتوان گفت که خوانش زنان ایلامی از زنانگی و مردانگی خوانشی نامتقارن است که بین ارزش های سنتی و نوگرا در حال نوسان است.