پژوهش حاضر با هدف مطالعه چگونگی بازنمایی سوژه زن در رمانهای خالد حسینی (بادبادکباز، هزار خورشید تابان و کوهستان به طنین آمد) انجام شدهاست. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن تحلیل محتوای کیفی با تکنیک تحلیل مضمون بود. دادهها از طریق استخراج عبارتها و گزارههای معنادار مرتبط با زنان از متن رمانها گردآوری و در قالب کدهای اولیه، تمهای فرعی و تمهای اصلی سازماندهی شدند. چارچوب مفهومی پژوهش بر نظریه بازنمایی استوارت هال، الگوهای سهگانه سوژه (روشنگری، جامعهشناختی و پستمدرن)، نظریه برساخت اجتماعی جنسیت و مفاهیم زنانگی مؤکد و فرودست کانل استوار بود. یافتهها نشان داد که زنان در رمانهای حسینی در قالب شش گونه سوژه بازنمایی میشوند: سوژه سرکوبشده (محصول سلطه مردسالارانه، تبعیض ساختاری، کنترل ناموسی و حذف صدا)، سوژه مطیع (درونیساز سلطه و بازتولیدکننده نظام مردسالار از طریق جامعهپذیری به رنج و خودتنظیمی)، سوژه کالاییشده (مبتنی بر ابژهسازی بدن، زیبایی و ارزشگذاری جنسیتی)، سوژه آسیبدیده (در نتیجه خشونت جسمی، روانی، جنسی و ساختاری، طرد اجتماعی و بحرانهای خانوادگی)، سوژه مقاوم (با راهبردهای بقا، هنجارشکنی، همبستگی و کنشگری جمعی) و سوژه بازاندیش (با بازسازی هویت زنانه و نقد نظام مردسالاری). روند تحول سوژگی زنان از سرکوب به مقاومت و بازاندیشی است، اما این تحول خطی و کامل نیست و با موانع ساختاری روبهروست. بحث یافتهها با پیشینههای پژوهش نشان داد که برخلاف مطالعات داخلی که زنان را عمدتاً منفعل و قربانی تحلیل کردهاند و همسو با پژوهشهای خارجی که بر مقاومت و عاملیت زنان تأکید دارند، بازنمایی زنان در آثار حسینی دیالکتیکی و چندلایه است. این بازنمایی با الگوی سوژه جامعهشناختی و پستمدرن هال و نیز دوگانه زنانگی مؤکد و فرودست کانل همخوانی دارد و نشان میدهد که زنان همزمان قربانی ساختارها و کنشگران تغییر هستند. در پایان، پیشنهادهای کاربردی و پژوهشی و محدودیتهای تحقیق ارائه شده است.