هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی محدوداندیشی مدیران در فرآیند تصمیمگیری در استان ایلام است. محدوداندیشی بهعنوان یکی از مفاهیم بنیادین در نظریه تصمیمگیری، به محدودیتهای شناختی، اطلاعاتی و زمانی مدیران در اتخاذ تصمیمهای بهینه اشاره دارد. این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) انجام شده است. در بخش کیفی، با استفاده از مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با خبرگان دانشگاهی و مدیران اجرایی استان ایلام، مؤلفهها و ابعاد اصلی محدوداندیشی شناسایی شد. دادههای حاصل از مصاحبهها با بهرهگیری از روش تحلیل تم مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. در بخش کمی، بر اساس یافتههای بخش کیفی، پرسشنامهای طراحی و در میان مدیران اجرایی استان ایلام توزیع شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران دستگاههای اجرایی استان ایلام بوده و حجم نمونه بر اساس جدول مورگان و کرجسی 206 نفر تعیین گردید. نمونهگیری در این بخش به روش تصادفی طبقهای انجام شد تا نمایندگی مناسبی از سطوح و سازمانهای مختلف مدیریتی فراهم شود. بهمنظور تحلیل دادههای کمی و اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی، از تحلیل عاملی تأییدی استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل فردی (مانند تجربیات قبلی و سوگیریهای شناختی)، عوامل سازمانی (نظیر ساختار اداری و فرهنگ سازمانی) و عوامل محیطی (از جمله فشارهای سیاسی و محدودیت منابع اطلاعاتی) نقش معناداری در شکلگیری محدوداندیشی مدیران دارند. الگوی ارائهشده در این پژوهش میتواند به مدیران و سیاستگذاران کمک کند تا با شناسایی منابع محدودکننده تصمیمگیری و تقویت نظامهای مدیریتی، زمینه ارتقای اثربخشی و کیفیت تصمیمگیری را فراهم آورند.