در نظام بانکی ایران، شفافیت استراتژیک بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی اعتمادسازی و ارتقای عملکرد سازمانی شناخته میشود. هدف این پژوهش، تبیین ابعاد و سازوکارهای شکلگیری شفافیت استراتژیک در بانکهای خصوصی و خصولتی استان ایلام و ارائه مدلی بومی مبتنی بر شرایط نهادی این منطقه است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و مبتنی بر رویکرد نظریه دادهبنیاد اشتراوس و کوربین (1998) است. دادهها از طریق 25 مصاحبه نیمهساختاریافته با مدیران و کارشناسان بانکی گردآوری و با روش کدگذاری سهمرحلهای تحلیل شد. یافتهها نشان داد شفافیت استراتژیک در سه بُعد اطلاعاتی، فرآیندی و رابطهای قابل تبیین است و مفهوم «شفافیت تدریجی» بهعنوان راهبردی انطباقی در محیطهای کماعتماد ظهور مییابد. این مفهوم بیانگر آن است که بانکها میتوانند سطح افشای اطلاعات را متناسب با بلوغ نهادی خود بهصورت مرحلهای افزایش دهند. مدل نهایی پژوهش نشان میدهد که شفافیت تدریجی با ارتقای اعتماد ذینفعان، انسجام استراتژیک و مشروعیت اجتماعی بانکها ارتباط مثبت دارد. این یافتهها ضمن پر کردن شکاف نظری در ادبیات شفافیت سازمانی، چارچوبی بومی برای سیاستگذاران بانکی در مناطق کماعتماد ارائه میکند. نوآوری این پژوهش در ارائه مدلی بومی از شفافیت استراتژیک، متناسب با شرایط فرهنگی و نهادی مناطق کماعتماد است.