ذرت شیرین (Zea mays L. saccharata) یکی از محصولات زراعی پرارزش با مصرف تازهخوری و صنعتی است که عملکرد آن بهشدت تحت تأثیر مدیریت تغذیهای و رقابت با گیاهان هرز قرار دارد. استفاده بهینه از کودهای شیمیایی و آلی، ضمن بهبود رشد و عملکرد گیاه، میتواند در کاهش تراکم و زیستتوده علفهای هرز نیز مؤثر واقع شود. از اینرو، انتخاب نوع کود و رقم مناسب، نقش مهمی در دستیابی به عملکرد کمی و کیفی مطلوب در سیستمهای زراعی پایدار ایفا میکند. بدین منظور پژوهشی در سال زراعی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ در قالب طرح خرد شده در بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در منطقه اسلامآباد غرب (شرکت مزارع نوین ایرانیان) به اجرا درآمد. تیمارها شامل سه رقم ذرت شیرین (اسلویس، گابریل و اینویکتوس) در کرت اصلی و مدیریتهای مختلف کودی شامل کود شیمیایی NPK (مطابق عرف منطقه)، کود گوسفندی (۲۰ تن در هکتار) و اسید هیومیک (۴ کیلوگرم در هکتار در دو نوبت) در کرت فرعی بودند. صفات مورد مطالعه شامل صفات مورفولوژیک (ارتفاع، قطر ساقه، طول بلال و قطر بلال)، اجزای عملکرد (تعداد بلال واحد سطح، تعداد ردیف در بلال، تعداد دانه در ردیف و وزن صد دانه)، صفات عملکرد (عملکرد دانه کنسروی، عملکرد دانه خشک، عملکرد بلال و عملکرد زیستی)، درصد پروتئین دانه، درصد قندهای دانه، وزن خشک علف هرز در مرحله دو برگی ذرت شیرین و وزن خشک علف هرز در مرحله ساقه رفتن ذرت شیرین بودند. نتایج نشان داد بیشترین ارتفاع بوته و طول بلال در هر سه رقم مربوط به کاربرد کود NPK بود. اجزای عملکرد و عملکرد نیز در ارقام اسلویس و گابریل با کاربرد کود NPK و در رقم اینویکتوس با کاربرد اسید هیومیک حاصل گردید. کود گوسفندی نسبت به دیگر کودهای مورد استفاده اثر بهبوددهنده کمتری از خود نشان داد. بیشترین عملکرد دانه کنسروی با میانگین 939 کیلوگرم در هکتار در رقم اسلویس + NPK و کمترین آن نیز با میانگین 50/862 کیلوگرم در هکتار در رقم اینویکتوس و کاربرد کود گوسفندی حاصل شد. کاربرد کود شیمیایی NPK موجب بهبود عملکرد بلال تر در ارقام اسلیوس و گابریل گردید اما کاربرد اسید هیومیک موجب بهبود عملکرد بلال تر در رقم اینویکتوس گردید. در رقم اسلویس با کاربرد اسید هیومیک کمترین عملکرد بلال تر حاصل گردید و در ارقام اینویکتوس و گابریل کاربرد کود گوسفندی کمترین عملکرد بلال تر حاصل گردید. کاربرد کود موجب بهبود درصد قند دانه گردید اما اثر کود اسید هیومیک در رقم گابریل و NPK در ارقام اینویکتوس و اسلویس مشهودتر بود. بیشترین درصد قند دانه با میانگین 59/11 درصد در رقم گابریل + اسید هیومیک و کمترین آن نیز با میانگین 8 درصد در رقم گابریل و کاربرد کود گوسفندی حاصل شد. علیرغم تأثیر قابلتوجه تیمارها بر بسیاری از صفات زراعی، صفات وزن صد دانه، درصد پروتئین دانه و وزن خشک علفهای هرز در هر دو مرحله رشد (دو برگی و ساقهرفتن) از نظر آماری تفاوت معنیداری نشان ندادند. این امر میتواند به دلیل پایداری نسبی این صفات در برابر تغییرات تغذیهای و نیز نوسانات محیطی باشد. بهویژه، معنیدار نشدن وزن خشک علفهای هرز احتمالاً به دلیل شرایط یکنواخت پوشش علفهای هرز در کرتها، رقابت نسبتاً یکسان بین ذرت و علف هرز در سطوح مختلف کود، و همچنین نبود فشار رقابتی شدید میان گونههای علفهرز با ذرت در مراحل اولیه رشد گیاه بوده است. نتایج این پژوهش نشان داد که کاربرد صحیح و متعادل کودهای شیمیایی و آلی نقش مؤثری در بهبود عملکرد کمی و کیفی ارقام ذرت شیرین دارد. در بین تیمارهای مورد بررسی، کود شیمیایی NPK با تأمین عناصر غذایی اصلی مورد نیاز گیاه، موجب بهبود صفات رویشی، اجزای عملکرد و افزایش عملکرد دانه در ارقام اسلویس و گابریل شد. در مقابل، اسید هیومیک نیز به عنوان یک محرک رشد طبیعی، در رقم اینویکتوس تأثیر مثبتی بر عملکرد برخی صفات، بهویژه بلال تر و قند دانه، داشت. کود گوسفندی گرچه در برخی صفات تأثیرگذار بود، اما بهطور کلی در مقایسه با دیگر تیمارها اثر کمتری بر عملکرد نشان داد که ممکن است بهدلیل سرعت پایین آزادسازی عناصر غذایی و عدم توازن در ترکیبات تغذیهای آن باشد.