مذهب و فرهنگ در قلمرو جمهوری اسلامی ایران می تواند اساسی ترین مؤلفه در تعریف هویت ایرانی در تعامل یا تقابل با غرب باشد. « اسلام » و «ایران » به عنوان کلیدی ترین مفاهیمی که دارای بار معنوی و فرهنگی هستند واژه هایی هستند که می توان از آن برداشتهای چند وجهی داشت؛ نخست آموزه های مذهبی، فرهنگی و ادبی تازه و نوینی است که با کمک گرفتن از پیشینه سترگ فرهنگ و تمدن اسلامی - ایرانی ( تشیع) می توان جامعه امروز را بهتر ، اخلاقی تر ، زیباتر و مدرن ترکرد. دوم می توان به فرهنگ و تمدن کهن و پر بار ایران اشاره نمود. سوم اینکه آن را می توان گستره جغرافیایی بزرگی تعبیر نمود که فرهنگ و تمدن ایران اسلامی ، هم اکنون نیز در آن جاری است. از طرفی«جهانی شدن» به عنوان یک پدیده نسبتا جدید، دغدغه فکری زمانه است. دغدغه بودن این مقوله ناشی از چالش های فرهنگی، فکری و هویّتی این پدیده است. نکته مهم در جهانی شدن این است که ظهور انقلاب اسلامی به عنوان گفتمان سوم نشانگر تضعیف گفتمانهای رایج غرب و شرق بوده است. از این جهت اگر در مسئله جهانی شدن، بر مهمترین خصیصه ها و نقاط عطف مذهب و فرهنگ انقلاب اسلامی ایران تکیه شود، نه تنها می توان چالشها ی جهانی شدن را به فرصت تبدیل کرد بلکه فرصتهایی مستقل به دست خواهد آمد که با استناد بدان، بدون شک انقلاب اسلامی ایران توان به چالش کشاندن گفتمانهای فرهنگی رایج در غرب و شرق را خواهد داشت. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی ، فرصتهای مذهبی و فرهنگی حضور انقلاب اسلامی در مسئله جهانی شدن مورد بررسی قرار می گیرند. یافته های تحقیق نشان می دهد در مسئله جهانی شدن، انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر عمده ترین خصایص مذهبی از جمله تعالیم ناب ، فطری و متساهل مذهب تشیع، روشهای اجتهادی و خرد گرا ، اعتقادات و هویت سازگار و کامل تشیع ایرانی به عنوان گزینه سوم و اصلی برای برون رفت از بحران معنویت و هویت در جهان شرق و غرب ، تلازم و همسازی ظهور منجی و جهانی شدن راستین و مؤلفه های فرهنگی از جمله تمدن ، هنر و معماری درخشان اسلامی ، ادبیات غنی و شعرای نامدار و جهانی از قبیل مولوی ، سعدی و حافظ ، نقش محوری در همگرایی منطقه ای و انسان گرایی ایرانی و شیعی، می تواند نقشی تأثیر گذار در میراث بشری داشته باشد و به علاوه مجهز به توانمندی هایی شود که با تکیه بر آنها خود را در جایگاه شایسته قرار دهد.