آزادی کاملی که باخروج رضاشاه در دهۀ20 بر کشور حکمفرما گردید، مجالی فراخ و ارزشمند را برای بازگشت نیروهای مذهبی بهعرصۀ حیات سیاسی-اجتماعی فراهمساخت، تا همچون جریانهای چپ و ملیگرا آسیبهای وارده در دورۀ زمامداری رضاشاه را ترمیم و مجددا فعالیتهای خود را شروع کنند. باتوجه به اهمیت جریان اخیر، پژوهش حاضر سعیدارد با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بهرهگیری از منابع کتابخانهای، اسنادی و نشریات، مبانی و اصول فکری-فرهنگی بخشی از این جریان گسترده موسوم به جریان اصلاحطلب دینی را، در قالب ایجاد تشکلهای اسلامی نوگرا توسط آنها را مورد واکاوی قراردهد. تشکلهایی که محصول اندیشۀ این طیف در عرصۀ تحولات سیاسی-اجتماعی ایران در این برهۀ پرتنش بود. یافتههای پژوهش نشان میدهد: این تشکلها با اولویتدادن به فعالیتهای فرهنگی سعیکردند تا درخور نیازمندیهای جهان آن روز بهویژه دنیای اسلام رسائل، روزنامهها و مجلات دینی را در دسترس عامه قراردهند و دعوت و تبلیغ اسلامی را با مقتضیات زمان وفق دهند، تا بدینوسیله ضمن احیاء آداب و سنن بیرونق مذهبی، به مقابله با اشکال مختلف بیدینی و جدال با استبداد و استعمار بپردازند.