پیچیدگی ساختار صنعتی در کنار فراوانی منابع طبیعی از طریق تنوع و تمرکز، به عنوان موتور محرک توسعه اقتصادی عمل میکنند و نقشی کلیدی در مصرف انرژی دارند. از این رو، تحقیق حاضر علاوه بر، اثرات نامتقارن[V4.1][FM4.2] فراوانی منابع طبیعی، با استفاده از دادههای دوره 1370 تا 1401 و روش خودرگرسیون با وقفه توزیعی چندکی، به بررسی تأثیر پیچیدگی اقتصادی، رشد اقتصادی، باز بودن تجاری و قیمت نفت بر مصرف انرژی پرداخت. نتایج برآوردهای کوتاهمدت نشان میدهد که فراوانی منابع طبیعی در چندکهای پایین (سوم و چهارم) و بالا (هفتم و نهم) دارای اثر مثبت و معنادار بر مصرف انرژی است، به طوری که شدت این اثر در سطوح بالاتر مصرف انرژی بیشتر است. در بلندمدت، این اثر تنها در چندکهای پایین (اول و سوم) معنادار بوده و بیانگر وابستگی بیشتر واحدهای صنعتی کممصرف به منابع طبیعی است. نرخ رشد اقتصادی در اغلب چندکها دارای اثر مثبت و معنادار بر مصرف انرژی است و باز بودن تجاری نیز عمدتاً موجب افزایش مصرف انرژی میشود. شاخص پیچیدگی اقتصادی در کوتاهمدت و بلندمدت اثر مثبت و معناداری بر مصرف انرژی دارد که میتواند ناشی از مراحل اولیه توسعه صنعتی باشد. در مقابل، قیمت نفت در هیچیک از افقهای زمانی اثر معناداری را نشان نمیدهد. بر این اساس، توصیه میشود در سیاستگذاری انرژی تمرکز بر مدیریت هدفمند منابع طبیعی در سطوح مختلف مصرف، توسعه فناوریهای کممصرف در صنایع با شدت انرژی بالا، اصلاح قیمت حاملهای انرژی و جهتدهی به تجارت خارجی در راستای انتقال فناوریهای انرژیکارا مدنظر قرار گیرد.