مصرف انرژیهای تجدیدپذیر بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی برای سنجش توسعه پایدار و کاهش اثرات زیستمحیطی در کشورهای مختلف، تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. در این تحقیق اثر توانمندسازی سیاسی زنان، رشد اقتصادی، رانت منابع گاز طبیعی و نوآوری سبز بر مصرف انرژیهای تجدیدپذیر در 7 کشور عضو مجمع کشورهای صادرکننده گاز (الجزایر، مصر، ایران، نیجریه، روسیه، امارات و ونزوئلا) طی دوره 1995 تا 2021 با استفاده از سه روش اقتصادسنجی حداقل مربعات معمولی پویا (DOLS)، حداقل مربعات روباست (RLS) و رگرسیون کوانتایلی (QR) بررسی شده است. نتایج دو روش DOLS و MM روباست نشان میدهد که توانمندسازی سیاسی زنان اثر مثبت و معناداری بر مصرف انرژیهای تجدیدپذیر دارد، در حالیکه رشد اقتصادی و وابستگی به رانت منابع گاز طبیعی اثر منفی بر مصرف انرژیهای تجدیدپذیر دارند و اثر نوآوری سبز اگرچه مثبت اما غیرمعنادار است. همچنین نتایج رگرسیون کوانتایلی نیز نشان میدهد که اثر متغیرها در سطوح مختلف مصرف انرژیهای تجدیدپذیر یکسان نیست؛ به طور خاص اثر مثبت توانمندسازی سیاسی زنان در سطوح پایین و متوسط مصرف انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر (از نظر اندازه ضریب و معناداری آماری) و اثر منفی رشد اقتصادی و رانت منابع گاز طبیعی در سطوح بالاتر مصرف انرژیهای تجدیدپذیر شدیدتر (با ضریب منفی بزرگتر) میباشد. این یافتهها نشان میدهد که سیاستهای مؤثر برای تقویت مصرف انرژیهای تجدیدپذیر باید با توجه به سطح مصرف انرژی کشورهای هدف و شرایط نهادی طراحی شود، بهویژه سیاستهایی که توانمندسازی زنان، کاهش وابستگی به منابع انرژی فسیلی و ترویج فناوریهای سبز را مورد توجه قرار میدهند.