در طی سالیان دراز، تحقیقات حاکمیت شرکتی تلاش کرده اند مدلی را تدوین کنند که برای تمام شرکت ها و با اهداف مختلف سازگاری داشته باشد. تمرکز بیشتر این تحقیقات بر حداقل نمودن تضاد نمایندگی بین مالکان و مدیران بوده است. یک مشخصه مهم ادبیات مرسوم نمایندگی، تحقیق در زمینه وجود روابط کلی و جهان شمول بین مکامیزمهای حاکمیت شرکتی و پیامدهای سازمانی بر مبنای منطق سیستم های بسته و با تمرکز بر هزینه های نمایندگی است. در دهههای گذشته بسیاری از محققین با این استدلال که تئوری نمایندگی کمتر به زمینههای محیط سازمانی می پردازد، نیاز به ارائه یک دیدگاه اقتضایی از حاکمیت شرکتی را مورد توجه قرار دادهاند. مقاله حاضر با رویکردی توصیفی و تحلیلی به تبیین حاکمیت شرکتی با استفاده از تئوری اقتضایی پرداخته است. در این راستا، در گام اول به توضیح تئوری نمایندگی و انتقادات وارد بر آن و سپس به ارائه مبانی تئوری اقتضایی و پیشینه تحقیقات حاکمیت شرکتی با استفاده از این تئوری میپردازد. در پایان نیز، به ارائه پیشنهاداتی در خصوص مسیر تحقیقات آتی در این حوزه پرداخته می شود.