ادبیات حسابداری مدیریت به طور سنتی بر تبیین اقتصادی رفتار نامتقارن هزینه تمرکز دارد. در حالی که ملاحظات غیراقتصادی نیز ممکن است در توضیح تصمیمات تعدیل منابع نقش داشته باشد. دیدگاه ثروت اجتماعی – عاطفی به جنبههای غیرمالی نظیر هویت و توانایی اعمال نفوذ مالکان که نیازهای عاطفی مالکان خانوادگی را برآورده میکند، اشاره دارد. در این راستا، رفتار هزینه شرکتهای خانوادگی متاثر از اهداف غیراقتصادی نظیر حفاظت از ثروت اجتماعی- عاطفی مالکان خانوادگی است و این اهداف منجر به رفتار نامتقارن هزینه خواهد شد. پژوهش حاضر به بررسی رفتار نامتقارن هزینه در شرکتهای خانوادگی با توجه به دیدگاه ثروت اجتماعی- عاطفی میپردازد. در این راستا از دادههای 154 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره 1395 تا 1400 استفاده شده است. آزمون فرضیهها با استفاده از مدلهای رگرسیون چندمتغیره انجام شده است. یافتهها پژوهش حاکی از آن است شرکتهای خانوادگی چسبندگی هزینه بیشتری نسبت به شرکتهای غیرخانوادگی دارند. هم چنین، یافتهها نشان داد که شرکتهای خانوادگی دارای درصد بالای مالکیت خانوادگی و مدیران عامل خانوادگی چسبندگی هزینه بیشتری نسبت به شرکتهای غیرخانوادگی دارند. از سوی دیگر، وجود نسبت بالای مدیران خانوادگی در هیات مدیره منجر به افزایش چسبندگی هزینه شرکتهای خانوادگی نسبت به شرکتهای غیرخانوادگی نمیشود. درک این که چگونه شرکتهای خانوادگی هزینههای خود را در واکنش به تغییرات تقاضا تعدیل میکنند، برای سرمایهگذاران و تحلیلگران که سود و جریانهای نقدی آتی این شرکتها را پیشبینی میکنند، مفید است.