هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش فرصتهای سرمایهگذاری بر رابطه بین پوشش تحلیلگر و کوتهبینی مدیریت در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، تعداد 166 شرکت در طی سالهای 1392 تا 1401 به عنوان نمونه آماری، برگزیده شدند و جهت تجزیه و تحلیل دادهها از الگوی رگرسیونی چندمتغیره با استفاده از دادههای پنل، اقدام به بررسی نتایج گردید. نتایج حاصل از آزمون فرضیهی اول پژوهش نشان داد که بین متغیر پوشش تحلیلگر و متغیر وابسته یعنی کوتهبینی مدیریت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ به عبارتی، پوشش تحلیلگر، کوتهبینی مدیریتی را تشدید میکند. علاوه بر این، نتایج حاصل از آزمون فرضیهی دوم پژوهش نشان داد که فرصتهای سرمایهگذاری، رابطه بین پوشش تحلیلگر و کوتهبینی مدیریت را تعدیل میکند. به عبارتی، تعامل بین پوشش تحلیلگر و فرصتهای سرمایهگذاری، کوتهبینی مدیریتی را کاهش میدهد.فرصتهای سرمایهگذاری، در رابطه بین پوشش تحلیلگر و کوتهبینی مدیریت، نقش تعدیلکنندگی دارد. از این رو، سرمایهگذاران میتوانند برای محافظت از سرمایهگذاری خود، سرمایهگذاری در شرکتهایی با پوشش تحلیلگر بالاتر را در نظر بگیرند. نتایج این پژوهش، میتواند به انتخاب مطلوب سرمایهگذاران، ارزیابی و مشاوره صحیح مشاوران و تحلیلگران، تصمیمگیری و برنامهریزی مدیران شرکتها و همچنین جهتدهی و کنترل بازار سرمایه و اقتصاد کلان توسط دولتمردان کمک کند.