دانشگاهها در اغلب کشورها، برای مدیریت کارای مالی خود حسابداری مالی (بازرگانی) را معرفی نمودند، اقدامات مذکور با تحولاتی که در سراسر دنیا مدیریت عمومی نوین خوانده میشود، همراستاست. در این مقاله تحلیل میشود که آیا اجزای این نوع تحول حسابداری مالی متناسب با ماهیت و اهداف دانشگاههای دولتی هست یا خیر. در حالی که استدلال بر این است که صورتهای جریان وجوه نقد و ترازنامه همچنان حائز اهمیتند، نشان داده خواهد شد که برای موسساتی که مسئولیتهای آموزشی را بر عهده دارند اجزای کلیدی متعددی از حسابداری بازرگانی سنتی باید تغییر کند. در حسابداری مدیریت، معیارهای خروجی و شاخصهای عملکرد به عنوان طرف حساب هزینهها جایگزین درآمدها شوند. علاوه بر این، تصمیمات مالی بلندمدت نقش حیاتی در دانشگاهها ایفا میکنند. بنابراین، شکل حسابداری سرمایهگذاری برای آنها بسیار حایز اهمیت است. در این مقاله همچنین نشان داده شد که چگونه مفهوم کارت ارزیابی متوازن میتواند بر دانشگاههای دولتی اعمال شود.