هدف: از یک سو در عصر جهانی شدن بهبود عملکرد مالی و غیرمالی شرکت همواره مورد توجه ذینفعان بوده است. از سویی دیگر، پس از رویدادهای گرمایش جهانی، سقوط بازار و بحرانهای اقتصادی، ذینفعان به طور ویژهای به اهمیت عملکرد زیستمحیطی، اجتماعی و راهبری به عنوان یکی از مؤلفههای غیرمالی که میتواند بر عملکرد مالی و غیرمالی شرکت تأثیر بگذارد واقف شدهاند. عملکرد مالی و غیرمالی شرکتها با عناصر ساختاری مدیریت و ترکیب هیئتمدیره پیوند خورده است. مدیران به عنوان نمایندگان ذینفعان باید حافظ منافع آنان باشند، اما کلیه تصمیمات استراتژیک آنها از جمله تصمیمهای مربوط به فعالیتهای زیست-محیطی، اجتماعی و راهبری تحت تاثیر ویژگیهایشان قرار میگیرد. یکپارچگی عوامل ESG در ویژگی-های مدیریت، استراتژیها و شیوههای شرکت را تغییر میدهد. شرکتهایی که این عناصر را در اولویت قرار میدهند احتمالاً شهرت خود را افزایش میدهند، سرمایهگذاری را جذب میکنند و به رشد پایدار دست می-یابند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیلکنندگی ویژگیهای ساختاری مدیریت بر تاثیر عملکرد زیست محیطی، اجتماعی، راهبری بر عملکرد مالی و غیرمالی شرکت است. روش: چهار فرضیه پژوهش با استفاده از اطلاعات 166 شرکت پذیرفته شده در شرکت بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1392 تا 1401 (شامل 1660 مشاهده شرکت سال) و بهکارگیری رگرسیون چند متغیره آزمون و تجزیه و تحلیل شدند. عملکرد زیستمحیطی و اجتماعی و راهبری با استفاده از الگوی فخاری، ملکیان و جفایی رهنی (1396)، عملکرد مالی با کیو - توبین و عملکرد غیرمالی با سرمایه ساختاری اندازهگیری شد. در مجموعه ویژگیهای ساختاری مدیریت، چهار ویژگی ثبات و استحکام مدیریت، استقلال هیئت مدیره، تنوع هیئت مدیره و توانایی مدیریت مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: عملکرد زیستمحیطی، اجتماعی و راهبری بر عملکرد مالی و عملکرد غیرمالی تاثیر مثبت و معناداری دارد. ثبات و استحکام مدیریت و توانایی مدیریت، تاثیر مثبت عملکرد زیستمحیطی و اجتماعی و راهبری بر عملکرد مالی را تقویت میکنند، لیکن استقلال هیئت مدیره و تنوع اعضاء هیئت مدیره بر این تاثیر نقش تعدیلکنندگی ندارند. ثبات و استحکام مدیریت، استقلال هیئت مدیره، تنوع اعضای هیئتمدیره و توانایی مدیریت تاثیر مثبت عملکرد زیستمحیطی و اجتماعی و راهبری بر عملکرد غیرمالی را تقویت می-کنند. نتیجهگیری: فعالیتهای زیستمحیطی و اجتماعی و راهبری که با اهداف توسعه پایدار هماهنگ هستند، نقش مهمی در شکلدهی مجدد تخصیص منابع شرکت ایفا میکنند. در گفتمان معاصر، تاکید قابلتوجهی بر شاخصهای عملکرد پولی، با تمرکز ویژه بر عملکرد مالی است در حالی که تحقق هنجارهای زیستمحیطی و اجتماعی، به منظور تضمین پایداری شرکت، مستلزم توجه به هر دو بعد عملکرد شرکت یعنی عملکرد مالی و عملکرد غیرمالی است. مدیریت به عنوان سکانداران هدایت و رهبری شرکت میتوانند از طریق تصمیمات مرتبط با فعالیتهای زیستمحیطی و اجتماعی و راهبری تلاش برای بهبود عملکرد غیرمالی یک شرکت میتواند با کاهش تعارضهای بالقوه بین جامعه و شرکت و کاهش هزینههای مرتبط، به بهبود عملکرد مالی آن نیز کمک کند. در این پژوهش برای نخستین بار تاثیر عملکرد زیستمحیطی، اجتماعی و راهبری بر عملکرد مالی و غیر مالی بطور همزمان بررسی و در عین حال بهصورت جامع نقش تعدیلکنندگی جنبههای گوناگون ویژگیهای ساختاری مدیریت بر این تاثیر مورد ارزیابی قرار گرفته داده است.