هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه قدرت مدیرعامل با سیاست تقسیم سود با استفاده از سه معیار نسبت پرداخت سود، بازده سود سهام و رشد سود سهام بود. علاوه بر این، نقش تعدیلگر محدودیت مالی بر این رابطه در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار عراق مورد واکاوی قرار گرفت. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی مبتنی بر تحلیل دادههای پانلی است. جامعه آماری شامل شرکتهای پذیرفته شده در بورس عراق طی یک دوره زمانی 2015 الی 2024 بود و دادههای مورد نیاز از صورتهای مالی آنها استخراج گردید. برای آزمون فرضیهها از مدلهای رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که قدرت مدیرعامل، رابطه منفی و معناداری با هر سه شاخص سیاست تقسیم سود دارد. این یافته مؤید آن است که مدیران قدرتمند در راستای تئوری نمایندگی، تمایل به انباشت سود و کاهش پرداختهای نقدی به سهامداران دارند. یافته کلیدی دیگر، نقش تعدیلگر و تضعیفکننده محدودیت مالی بود. نتایج نشان داد در شرکتهایی که با محدودیتهای مالی بیشتری روبرو هستند، رابطه منفی قدرت مدیرعامل با سیاست تقسیم سود به طور معناداری تضعیف میشود. این امر بیانگر آن است که فشار بازار و نیاز به حفظ اعتبار، به عنوان یک مکانیزم انضباطی عمل کرده و مدیران قدرتمند را به اتخاذ سیاستهای تقسیم سود سخاوتمندانهتر برای جلب اعتماد سرمایهگذاران و تسهیل تأمین مالی آتی وادار میکند. در مجموع، این پژوهش نشان میدهد که سیاست تقسیم سود محصول تعامل پیچیدهای میان ساختار قدرت داخلی شرکت و فشارهای مالی خارجی است. این نتایج دلالتهای مهمی برای سرمایهگذاران، تحلیلگران و نهادهای ناظر در ارزیابی ریسک حاکمیت شرکتی، بهویژه در بازارهای نوظهور، به همراه دارد.