هدف این پژوهش بررسی نقش تعدیلکنندگی تمرکز مالکیت بر رابطه میان ویژگیهای مدیرعامل و ارزش وجوه نقد مازاد در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس عراق است. بر اساس نظریه مبتنی بر منابع، ویژگیهای مدیرعامل شامل تجربه، تحصیلات، دوره تصدی، سن و مالکیت شخصی سهام به منزله منابع انسانی و مدیریتی کمیاب، ارزشمند و دشوار برای تقلید، میتوانند کارایی تخصیص وجوه نقد مازاد را ارتقا دهند و در نهایت بر ارزش شرکت اثرگذار باشند. با این حال، ساختار مالکیت و بهویژه سطح تمرکز آن، میتواند جهت و شدت این تأثیر را تغییر دهد. در این پژوهش، دادههای مربوط به نمونهای از شرکتهای فعال در بورس عراق طی یک دوره 10ساله گردآوری و با استفاده از مدلهای رگرسیون چندگانه تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که برخی ویژگیهای مدیرعامل، بهویژه سطح تجربه و مالکیت شخصی، رابطهای مثبت و معنادار با ارزش وجوه نقد مازاد دارند و تمرکز مالکیت بهطور معناداری این رابطه را تعدیل میکند. یافتهها از این دیدگاه حمایت میکند که ترکیب بهینه منابع مدیریتی و ساختار مالکیت، موجب استفاده کارآمدتر از وجوه نقد مازاد و افزایش ارزش شرکتها در بازارهای نوظهوری همچون عراق میشود. این نتایج میتواند برای سرمایهگذاران، ناظران بازار سرمایه و مدیران راهگشا بوده و مبنایی برای سیاستگذاریهای کارآمدتر در حاکمیت شرکتی فراهم آورد.