غلب سیاستهای مالیاتی مبتنی بر نحوه تصمیمگیری مالیاتدهندگان براساس مدلهای اقتصادی کلاسیک بنا نهاده شده است. اما بررسیها نشان میدهد مدلهای تصمیمگیری متعارف که فارغ از بنیانهای روانشناسی_اجتماعی و تنها براساس مولفههای اقتصادی طراحی شدهاند نمیتوانند، تحولات و نحوه دقیق عملکرد تصمیمگیران را تبیین کنند. تمایل ﻣﺎﻟﻴﺎﺗﻲ ﻳﻜﻲ از روﻳﻜﺮدﻫﺎی ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ ﺟﻬﺖ ارﺗﻘﺎی ﻛﺎراﻳﻲ ﺳﺎزﻣﺎنهای ﻣﺎﻟﻴﺎﺗﻲ اﺳﺖ. اﻫﺪاف اﻳﻦ روﻳﻜﺮد زﻣﺎﻧﻲ ﻣﺤﻘﻖ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻋﻮاﻣﻞ اﺛﺮﮔﺬار ﺑﺮ آن را ﺑﻪ درﺳﺘﻲ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻧﻤﻮده و ﺗﺤﺖ ﻛﻨﺘﺮل ﺧﻮد درآورد. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تمایل به پرداخت مالیات با استفاده از ابزارهای اقتصاد رفتاری است. برای رسیدن به این منظور ﺑﺎ ﺗﻮزﻳﻊ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ در ﻣﻴﺎن واحدهای تولیدی دارای 50 نفر شاغل و بیشتر شهرک صنعتی سمنان رﻓﺘﺎر تمایل به پرداخت مالیات را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮار ﻣﻲدهد. یافتهها نشان می دهد که جز دو مفهوم اقتصاد رفتاری سایر معیارهای اقتصاد رفتاری همچون اثر مالکیت، حسابداری ذهنی، اثر لنگر و حساسیت به انصاف و... به نحو مطلوبی میزان تمایل افراد را به پرداخت مالیات توضیح میدهد و لذا چنانچه دولت در وصول مالیات توجه ویژهای به معیارهای اقتصاد رفتاری داشته باشد میتواند شاهد استقبال بیشتر مودیان هم در میزان مالیات پرداختی و هم در به موقع پرداخت نمودن آن باشد.