یکی از زمینههای مهم در تحقق اهداف نظام آموزش عالی لزوم بکارگیری شیوههای نوین برای تاثیرگذاری بر انگیزه دانشجویان است. از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر قاببندی تلنگر اطلاعاتی بر تلاش دانشجویان با استفاده از رویکرد اقتصاد رفتاری با درنظرگرفتن نظریات حوزه روانشناسی اجتماعی است. برای نیل به این هدف، یک مدل 2×2×2 عاملی شامل؛ دو سطح اثر قاببندی (مثبت یا منفی)، دو سطح تمرکز تنظیمی (پیش برنده یا بازدارنده) و دو سطح سختی آزمون (دشوار یا آسان) درنظرگرفته شد. متغیرهای مستقل این پژوهش، قاب منفی، تمرکز پیشبرنده و سختی آزمون و متغیر وابسته، تلاش پیشبینی شده در یک آزمون فرضی است. نمونهگیری تصادفی این پژوهش شامل 400 نفر از دانشجویان دانشگاه ایلام و علامه طباطبایی بوده است. نتایج حاصل از تخمین مدل حداقل مربعات معمولی نشان داد که که قاب تمرکز پیشبرنده نسبت به قاب تمرکز بازدارنده به میزان بیشتری تلاش دانشجویان را افزایش میدهد. سوگیری قاب منفی نسبت به قاب مثبت، تلاش دانشجویان را افزایش میدهد اما بدون کنترل تمرکز تنظیمی هیچ اثر مستقلی بر تلاش دانشجویان نخواهد داشت. نتایج حاصل از تخمین متغیرهای تعاملی نیز نشان داد که متغیر قاب منفی و تمرکز پیشبرنده، ضریب منفی و معنیداری دارد. این نتیجه نشان میدهد که شرایط مشترک قاب منفی و تمرکز پیشبرنده کمتر از قاب منفی و تمرکز بازدارنده تلاش دانشجویان را افزایش میدهد. به عبارت دیگر، قاب منفی هم در تمرکز پیشبرنده و هم در تمرکز بازدارنده تلاش دانشجویان را افزایش میدهد اما در تمرکز بازدارنده تاثیر قاب منفی بیشتر است. همچنین تایید کننده این موضوع است که دانشجویان تحت شرایط مشترک تمرکز بازدارنده و قاب منفی تناسب تنظیمی را تجربه میکنند اما تناسب تنظیمی تحت شرایط مشترک تمرکز پیشبرنده و قاب مثبت تایید نمیشود. سیاستگذاران و دستاندرکاران حوزه آموزش عالی میتوانند جهت تقویت انگیزه و عملکرد دانشجویان از ابزارهای اقتصاد رفتاری همچون قاببندی تلنگر اطلاعاتی متناسب با موضوعاتی همچون آمادگی آزمونها، برنامه درسی، انتخاب رشته در سطوح بالاتر تحصیلی و ... استفاده نمایند.