یکی از عوامل زمینه ساز بیابان زایی، تغییرات اقلیمی بخصوص تغییرات در رفتار الگوی بارش و نزولات جوی میباشد. شناخت ناهنجاریهای اقلیمی موثر در تشدید بیابان زایی در جهت برنامه ریزیهای محیطی حائز اهمیت است. در این تحقیق، وضعیت بیابان زایی با معیار اقلیم (از طریق بارش سالانه بلندمدت، خشکسالی و شاخص خشکی) بررسی و مورد واکاوی قرار گرفت. از دادههای بارش روزانه و ماهانه و سالانه ایستگاه همدید شهر ایلام از بدو تاسیس تا 2020 و همچنین ایستگاه بارانسنجی حوضه سد ایلام استفاده شد. روش آماری من – کندال برای ارزیابی روند الگوی تغییرات بارش و دمای هوا و دیگر پارامترهای موثر در شهر ایلام مورد استفاده گرفت. از شاخصهای SPI و NDVI برای ارزیابی خشکسالی و از شاخص خشکی برای ارزیابی معیار خشکی استفاده گردید. رفتار و الگوی بارش سالانه نشان داد که حتی منطقه به نسبت پربارشی مانند ایلام نسبت به میانگین کشور، دستخوش خشکسالیها و کاهش بارش نسبت به بلندمدت شده است. بررسی وضعیت خشکسالی نشان داد که در الگوی سالانه، تعداد سالهای همراه با خشکسالی شهر ایلام بیشتر از سالهای ترسال بوده است. همچنین طول دورههای خشک طولانی تر از سالهای تر بوده است. نتایج ارزیابی شاخص خشکی نشان داد که ماههای دسامبر (آذر) تا مارس (اسفند) در وضعیت مرطوب و ماههای آوریل (فروردین) در وضعیت نیمه مرطوب و ماه می (اردیبهشت) در وضعیت نیمه خشک قرر دارد. در ماههای نیمه گرم سال از ژوئن (خرداد) تا سپتامبر (شهریور) به دلیلی افزایش تدریجی دمای هوا و بهتبع افزایش تبخیروتعرق وضعیت این ماهها از نظر شاخص خشکی در شرایط خشک قرار می-گیرند. در سایه افزایش دمای هوا ناشی از گرمایش جهانی حادث شده، بیثباتی در بارش بیشتر شده و این یک مسئله مهم برای مدیریت محیط و باعث افزایش بیابان زایی خواهد بود.کاهش بارش و تغییرپذیری بالای الگوی بارش در شهر ایلام میتواند منجر به افزایش بیابان زایی شود. تغیرپذیری نسبتاً بالا در الگوی بارش ایلام نشان میدهد که این مولفه اقلیمی در شهر ایلام، ذات سرکشی دارد و نمیتوان به سادگی و بدون ملاحظات بلندمدت، برنامه ریزی محیطی انجام داد. در دهه دوم دوره آماری مورد مطالعه در شهر ایلام از (2010 تا 2020) شدت بارشهای حدی و فرانرمال و نامنظم بیشتر شده است. نوسان بالا و رخدادهای حدی بارش روزانه در ایلام، نشانه بارزی از تغییرات اقلمیی و گرمایش جهانی در منطقه میباشد. پراکنش نامناسب بارش، موجب کاهش تراز آب زیرزمینی و کاهش حجم جریانات سطحی و در نتیجه تغییر در وضعیت پوشش گیاهی، کاربری اراضی و بتدریج تغییرات محدودههای شکننده و بیابانی خواهد شد.