هدف: این پژوهش با هدف شناسایی موانع و مشکلات راهاندازی و توسعۀ شرکتهای دانشبنیان در استان ایلام بهمنظور ارائه راهکارهایی جهت تسهیل فضای کسبوکار شرکتهای دانشبنیان طراحی و انجام شد. روش شناسی: در این پژوهش کیفی از روش پدیدارشناسی بهره گرفته شد. مشارکتکنندگان شامل 17 نفر از مدیران شرکتهای دانشبنیان در استان ایلام بودند که بهصورت هدفمند برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه عمیق نیمهساختارمند بود. برای تحلیل دادهها از تکنیک تحلیل محتوای جهتدار استفاده شد. برای این منظور با در نظر گرفتن مدل سهشاخکی (عوامل زمینهای، ساختاری و رفتاری) نتایج پژوهش تحلیل و ارائه گردید. اطمینانپذیری یافتههای پژوهش با استفاده از معیارهای بازبینی توسط همکاران (اعتبارپذیری) بازبینی توسط مشارکتکنندگان (تأییدپذیری) و شرح و توصیف دقیق مراحل انجام پژوهش (انتقالپذیری) بررسی شد. یافتهها: براساس نتایج پژوهش مهمترین موانع و مشکلات زمینهای شرکتهای دانشبنیان شامل «سرمایهگذاریهای دانشبنیانی ناسازگار»، «ناهمسویی اهداف و برنامههای آموزش عالی با دانشبنیانی»، «ناپویایی زیستبوم کارآفرینی»، «ضعف حمایتهای نهادی»، «ضعف آموزشهای ضمن خدمت کارکنان نهادهای اجرایی»، «استانداردسازی غیرحرفهای»، «ضعف نظارت و بازرسی»، «ناسازگاری قوانین و مقررات با ماهیت شرکتهای دانشبنیان»، «ضمانت اجرایی ضعیف قوانین و مقررات حمایتی»، «ضعف برنامههای آموزشی و ترویجی»، «فقدان نیروی کار ماهر در استان»، «ناهمسویی فرهنگ استان با کارآفرینی»، «حاکمیت دیدگاه خیرمحدود در نهادهای دولتی» و «دانش و آگاهی ضعیف دانشبنیانی» بودند. مهمترین موانع و مشکلات ساختاری شرکتهای دانشبنیان شامل «ناکارآمدی سیستم بازاریابی شرکتهای دانشبنیان»، «شبکهسازی ضعیف شرکتهای دانشبنیان» و «تلاطمهای اقتصادی شرکتهای دانشبنیان» بودند. مهمترین موانع و مشکلات رفتاری شرکتهای دانشبنیان شامل «صلاحیت کارآفرینانه ضعیف در شرکتهای دانشبنیان» و «ناهنجاریهای فرهنگی شرکتهای دانشبنیان» بودند.