معماری ایرانی از دیر باز نماد فرهنگ و حکمت بوده است. معماران قدیم به واسطه تعهد و پیوند قلبی که با طبیعت خود داشته اند در پی پاسخ به چندین نیاز به واسطه خلق یک فضا بوده اند؛ که این امر ناشی از حکمت ذاتی معماران سنتی ایران است. تنها دانشی که می تواند هنر معماری ایرانی را درک کند و آن را بیان کند حکمت است. از جمله اشارات حکمی در معماری یزد، احداث گودال باغچه برای رسیدن به آسایش حرارتی، استفاده از خاک برداشت شده برای تامین خشت مصروفه، رسیدن به آب قنات برای مصرف خانواده، توانایی پرورش درخت نارنج در اقلیم یزد، )پرورش درخت نارنج در یزد تنها در گودال باغچه میسر است( میباشد. معمار سنتی تمام نیازهای ابعاد وجو دی انسان را پاسخ میداده نه صرفا ابعاد کمی و نیازهای نفس حیوانی و حوائج مادی و غریزی او را؛ مولفه های حکمی که شناخت آنها نیاز به واکاوی و تش ریح شیوا دارد. با شناخت این مولفه ها میتوان حلقه گمشده معماری سنتی و مدرن ایران ی را یافت و در پی آن معماری با مسمای مدرن ایرانی را خلق کرد. معضلی که اکنون گریبانگ یر معماری مدرن ایران است، عدم اصالت و تناسب با گذشته و حال کاربران ایرانی و صرفا تقلیدی ناموفق از معماری مدرن. با انجام این پژوهش سعی در شناخت و تبیین این مولفه ها از دید انسان مدرن و استفاده از آنها با توجه به نیاز روز انسان، ارتقا و کیفیت بخشیدن به معمار ی و زندگی بشر. روش انجام این پژوهش توصی فی-تحلیلی با رجوع به منابع مکتوب کتابخانه ای و پژوهش های صورت گرفته در این زمینه م یباشد. با تحلیل مولفه های کیفیت ساز معماری یزد این نتیجه حاصل میشود که با توجه به تعریف حکمت، معماران یزدی به نوبه خود حکیم بوده اند و آثار حکیمانه در خور نیاز انسان آن زمان خلق کرده اند..