تحقیق حاضر به ارزیابی دقیق و کمی تغییرات سیمای سرزمین شهر مقدادیه بین سالهای 2015 و 2025 با تمرکز بر تحلیل ساختاری الگوهای کاربری اراضی پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش، کمیسازی میزان تغییرات فضایی و ارزیابی تأثیر این تغییرات بر ساختار و تنوع زیستگاهها با استفاده از شاخصهای مکانی لکه و چشمانداز بوده است. در روششناسی، از تصاویر ماهوارهای لندست/سنتینل برای سالهای 2015، 2020 (به عنوان داده میانی برای روندسنجی) و 2025 استفاده شد؛ دادههای طبقهبندیشده با الگوریتم جنگل تصادفی (Random Forest) استخراج گردیدند که دقت کلی (Overall Accuracy) و ضریب کاپا پس از ارزیابی، مقادیر بالای 0.8 را نشان داد که نشاندهنده اعتبار بالای نقشههای تولیدی است. تحلیلها بر پایه ده شاخص سیمای سرزمین استوار بود: هفت شاخص در سطح کلاس (شامل NP، PLAND، MPS، MSI، SHAPE، AreaMN2، و AreaMN3) و سه شاخص در سطح سیمای سرزمین (SHDI، LPI، و CONTAG). نتایج حاکی از یک دگرگونی معنادار است؛ به طوری که شاخصهای تنوع و پراکندگی، یعنی SHDI (کاهش از 0.745 به 0.6344) و SHAPE (به عنوان میانگین شکل لکهها) کاهش یافتهاند، که این امر بر کاهش تنوع و افزایش یکنواختی و تراکم لکهها تأکید دارد. در مقابل، شاخصهای تسلط و پیوستگی، یعنی LPI (شاخص بزرگترین قطعه) و CONTAG (شاخص پیوستگی)، روندی افزایشی داشتهاند که نشاندهنده تسلط فزاینده کاربریهای بزرگ و متمرکز (به ویژه کشاورزی) است؛ همچنین کلاس کشاورزی بیشترین تبدیل مطلق (حدود 24 هزار هکتار تأثیر مطلق) را تجربه کرده است. در سطح کلاس، PLAND (درصد مساحت کاربری) برای کلاس کشاورزی در بالاترین سطح قرار داشته و در نتیجه MPS (میانگین اندازه قطعه) برای این کلاس افزایش یافته، در حالی که کلاسهای شهری و بایر تحت فشار تبدیل بودهاند. به طور خلاصه، چشمانداز به سمت سادگی ساختاری پیش رفته است. در پیشنهادات کلی، جهت مقابله با این یکنواختی، مداخلاتی پیشنهاد شد که شامل تمرکز بر احیای تنوع کاربری در اراضی بایر باقیمانده (برای افزایش غیرمستقیم SHDI)، اصلاح الگوی توسعه شهری با هدف افزایش تکهتکه شدن مثبت و کاهش پیوستگی لکههای شهری (کاهش CONTAG)، و اجرای طرحهای تثبیت مساحت اراضی کشاورزی کلیدی برای مدیریت ورودیهای تبدیل و جلوگیری از سلطه بیشتر کاربری غالب است.