در این مقاله که به شیوۀ توصیفی و تحلیلی نگاشته شدهاست، مطابق نظریۀ ریختشناسی پراپ، به تحلیل و مقایسۀ ساختار روایی 13منظومۀ عاشقانۀ رمزی و تمثیلی پرداخته شدهاست. این منظومهها ورای ظاهر عاشقانه و روایی، به سبب بنمایههای رمزی، تمثیلی و عرفانی در میان منظومههای عاشقانۀ ادبیات فارسی، ساختاری متمایز دارند. نتایج حاصل از پژوهش، پس از تجزیه و تحلیل منظومهها بر اساس الگوی روایی پراپ و همچنین کشف پیوند بینامتنی مشترک میان آنها، بیانگر این است که منظومهها از لحاظ ساختار، کارکرد، شخصیّت، مشابه و نزدیک به هم هستند و از قراردادهای تقریباً یکسانی پیروی میکنند. این منظومهها بر مبنای 19 کارکرد اصلی و چهار تیپ شخصیّتی(قهرمان، شاهزادهخانم، یاریگر و شریر) بنا نهاده شدهاند. طرح کلی روایت در منظومهها، گویای ساختار روایی مشابه آنها است که به صورت تغییر وضعیت از حالت متعادل و بازگشت دوباره به حالت تعادل است. بر این اساس با توجّه به نحوۀ به هم ریختن تعادل و حرکتآفرینی در صحنۀ آغازین قصهها، دو الگوی کلی برای ساختار روایی داستانها وجود دارد: 1. حرکتآفرینی بر اساس نیاز 2. حرکتآفرینی بر اساس نیاز و شرارت شریر.