چکیده عارفان و صوفیان از رموزی در سخنانشان بهره بردهاند که فهم درست آن، کار دشواری است. فهم این رموز مستلزم درک بهتر آنها در آثار منظوم و منثور و همچنین مطالعۀ بیشتر نوشتههای صوفیان و عارفان و فهم صحیح آن کلماتی است که بار معنایی رمزی و عرفانی دارند. افضل الدین کاشانی در عرصه ادبیات عرفانی و به زبان ساده و سره پارسی با دیدگاهی شرقی به احیای عرفان ایرانی دست زده است. او همانند عارفان دیگر با وجود تأثیرپذیری از تجارب عرفانی مشترک به سبب تجربههای فردی و کشف و شهودهای شخصی از زبان ویژهاش، به عنوان ابزاری برای بیان این تجارب، بهره برده است و بدین دلیل جایگاه خاصی در میان صوفیان و عرفا دارد. بابا افضل در باب اصطالحات عرفانی به رمز و اختصار بسنده کرده است و تنها شارحان به توضیح و رمزگشایی پرداختهاند. در این پایان نامه سعی نگارنده بر این استوار شد که جایگاه واژگان عرفانی و نقش این واژگان در انتقال دادن معنا، به مخاطب شناسانده شود. بنابراین با مطالعۀ مصنفات بابا افضل، واژگان عرفانی این اثر استخراج شد و با مراجعه به کتابهای مرجع، معنا و مفهوم واژگان عرفانی روشن شد و درفرهنگ نامهای گردآوری شد. این واژگان، گاه با بسامد باالتری در مصنفات، به کار رفتهاند؛ نظایر: نفس، عقل، نور، عشق، وحدت وجود، طلب و ابلیس و گاه با بسامدی اندک: تشبیه، تجرید، استغراق و سماع..... اساس کار ما در این پژوهش کتاب مصنفات بابا افضل است که شامل رساالت: مدارج الکمال، ره انجام نامه، ساز و پیرایهی شاهان پرمایه، تفاحه، عرض نامه، جاودان نامه و ینبوع الحیات و تقریرات و فصول مقطعه، مکاتیب و جواب اسیله و اشعار به تصحیح استادان مجتبی مینوی و یحیی مهدوی است. واژگان کلیدی: عرفان، اصطالحات عرفانی، شعر و نثر، باباافضل کاشانی، مصنفات.