در این تحقیق زندهمانی، ارتفاع و شادابی نهالهای بلوط ایرانی حاصل از پنج روش مختلف کاشت بذر در قالب طرح آماری کاملاً تصادفی بررسی شد. تیمارهای آزمایش شامل کاشت بذرها در چالههایی به عمق 50 و قطر40 سانتیمتر و در پناه توریهای 50% مقاوم به UV (تیمار سایه)، چالههایی به عمق 50 و قطر40 سانتیمتر همراه با ریختن هوموس و لاشبرگ بر روی بذور کاشته شده (تیمار لاشبرگ)، چالههایی به عمق 55 و قطر40 سانتیمتر و استفاده از سوپرجاذب (تیمار سوپرجاذب)، چالههایی به عمق 100 و قطر60 سانتیمتر (تیمار چاله عمیق) و بذرکاری در عمق 5 سانتیمتری زمین (تیمار شاهد) بود. همچنین شدت نور نسبی در کلیه واحدها با استفاده از دوربین مجهز به عدسی چشمماهی اندازهگیری شد و مدل رابطه رگرسیونی آن نسبت به درصد زندهمانی نهالها بدست آمد. مقایسه میانگین تیمارها نسبت به تیمار شاهد نشان داد که تیمارهای چاله عمیق، سوپرجاذب، سایه و لاشبرگ به ترتیب 5/134، 2/138، 6/178 و 3/243 درصد افزایش زندهمانی نهال دارند. تیمارهای سایه و چاله عمیق به ترتیب 5/19 و 31 درصد افزایش ارتفاع و تیمارهای لاشبرگ و چاله عمیق به ترتیب 18 و 31 درصد افزایش شادابی نهال داشتند. برازش مدل رگرسیون زندهمانی و درصد نور نسبی (بجز تیمار چاله عمیق) نیز بیانگر معنیدار بودن مدل خطی (73/0=2R) بود. بر اساس نتایج پژوهش، تیمار لاشبرگ به عنوان مناسبترین روش کاشت بذر بلوط توصیه شده و در خصوص تیمار سایه و همچنین تیمار چاله عمیق که قبل از ریزش خاک و خفگی نهالها بهترین عملکرد زندهمانی را داشت، تحقیقات تکمیلی پیشنهاد میشود.