مقدمه: رطوبت خاک در این جنگلها برای پایداری اکوسیستم، تغذیه آبهای زیرزمینی، افزایش پوشش گیاهی و کنترل فرسایش خاک اهمیت زیادی دارد. اما اندازهگیری دقیق رطوبت خاک در این منطقه به دلیل وسعت، دشواری دسترسی و هزینه بالا چالشبرانگیز است. در نتیجه، روشهای پیشرفته درونیابی، مانند کریجینگ، برای تهیه نقشههای رطوبت خاک و مدیریت منابع زیستمحیطی اهمیت زیادی یافتهاند. با این حال، انتخاب نوع بهینه روش کریجینگ در شرایط مختلف توپوگرافی و اقلیمی همچنان چالشی پژوهشی است که نیاز به بررسی بیشتری دارد. مواد و روشها: در این پژوهش، ۶۰ نمونه خاک از عمق ۰ تا ۱۵ سانتیمتری در مناطق مختلف با تراکم تاجپوشش متفاوت (باز و بسته) و در دو جهت شمالی و جنوبی و سه طبقه ارتفاعی (۱۷۵۰-۱۸۵۰ متر، ۱۸۵۰-۱۹۵۰ متر و ۱۹۵۰-۲۰۵۰ متر) از جنگلهای زاگرس جمعآوری شد. برای تخمین و تهیه نقشههای توزیع مکانی رطوبت خاک، از روشهای مختلف کریجینگ شامل کریجینگ ساده، کریجینگ معمولی و کریجینگ عمومی استفاده شد. ارزیابی دقت مدلها از طریق معیارهای آماری مانند ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، میانگین مطلق خطا (MAE) و ضریب تعیین (R²) صورت گرفت. در این ارزیابی، مدل با مقدار RMSE کمتر، به عنوان مدل دقیقتر در تخمین توزیع مکانی رطوبت خاک در نظر گرفته شد. نتایج و بحث: نتایج تحقیق نشان داد که جهت دامنه و تراکم تاجپوشش به طور معنیداری (p < 0.05) بر رطوبت وزنی خاک تأثیرگذار هستند. بیشترین میزان رطوبت وزنی خاک (حدود 46/12 درصد) در مناطق با تاجپوشش بسته و دامنههای شمالی مشاهده شد، که به طور چشمگیری بیشتر از مناطق با تاجپوشش باز و دامنههای جنوبی بود. این مسئله نشاندهنده اثر حفاظتی تاجپوشش بسته در حفظ رطوبت خاک است. همچنین، مقایسه مدلهای درونیابی نشان داد که در دامنههای شمالی، کریجینگ ساده با واریوگرام خطی بهترین عملکرد را داشت و کمترین مقدار RMSE (معادل 79/0) را به دست آورد، که نشاندهنده کارایی این مدل در شرایطی با وابستگی خطی توزیع رطوبت به موقعیت مکانی است. از سوی دیگر، در دامنههای جنوبی، کریجینگ معمولی با واریوگرام نمایی با مقدار RMSE برابر با 44/0 دقت بالاتری ارائه داد. این نتایج بیانگر آن است که در شرایطی که توزیع رطوبت پیچیدگی بیشتری دارد و به صورت غیرخطی تغییر میکند، استفاده از واریوگرام نمایی و کریجینگ معمولی میتواند نتایج بهتری در درونیابی فراهم کند.